تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
خداست و همانطور كه خود خداى تعالى الى الأبد هست ذكرش نيز هست . و نظير آيه مورد بحث در دلالت بر اينكه كتاب عزيز قرآن همواره به حفظ خدايى محفوظ از هر نوع تحريف و تصرف مىباشد و اين مصونيت به جهت اين است كه ذكر خداست ، آيه « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » « 1 » مىباشد . پس از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه الف و لام « الذكر » الف و لام عهد ذكرى است ( يعنى همان ذكرى كه قبلا اسمش برده شد ) و مراد از وصف « الحافظون » حفظ در آينده است ، چون اسم فاعل ظهور در آينده دارد . و اين را بدين جهت تذكر داديم تا كسى ايراد نكند - هم چنان كه چه بسا ايراد كرده باشند - كه اگر آيه شريفه دلالت كند بر مصونيت قرآن از تحريف بخاطر اينكه ذكر است ، بايد دلالت كند بر مصونيت تورات و انجيل ، زيرا آنها نيز ذكر خدايند ، و حال آنكه كلام خداى تعالى صريح است در اينكه تورات و انجيل محفوظ نمانده‌اند ، بلكه تحريف شده‌اند . جوابش همان است كه گفتيم الف و لام در « الذكر » الف و لام عهد است ، و ذكريت ذكر ، علت حفظ خدايى نيست تا هر چه ذكر باشد خداوند حفظش كرده باشد بلكه تنها وعده حفظ اين ذكر را كه قرآن است مىدهد . و به زودى در يك بحث جداگانه اين معنا را مورد بحث مفصل قرار مىدهيم - ان شاء اللَّه تعالى .
بحث روايتى
قمى در تفسيرش به سند خود از پدرش از ابن ابى عمير از عمر بن اذينة از رفاعه از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : چون روز قيامت مىشود منادى از ناحيه خداى تعالى ندا مىكند كه هيچ كس جز مسلمان به بهشت نخواهد رفت ، آن روز است كه كفار آرزو مىكنند اى كاش در دنيا مسلمان بودند . آن گاه اين آيه را تلاوت فرمودند : * ( « ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ » ) * يعنى رهايشان كن تا مشغول عمل خود
هامش
( 1 ) بدرستى كسانى كه بعد از آمدن ذكر بانان كافر شدند - هر چه مىخواهند بكنند كه جزاى خود را خواهند ديد - و بدرستى كه اين كتابى است گرانمايه و بى مانند كه باطل در عصر نزولش و در آينده در آن راه ندارد ، نازل شده است از خداى فرزانه ستوده سوره فصلت ، آيه 41 و 43 .