طولانىترين توقف ايشان به قدر عمر دنياست از روزى كه خلق شده تا روزى كه فانى مىگردد .
سبب بيرون شدنشان از جهنم اين است كه يهود و نصارى و هر كه در آتش هست از اهل هر دين و همچنين اهل شرك به اهل توحيد مىگويند : شما به خدا و كتب و رسل او ايمان آورديد و در عين حال با ما در جهنميد ، پس ايمان شما بيهوده بود .
آن وقت است كه خدا به ايشان غضبى مىكند كه براى هيچ امرى آن طور غضب نكرده باشد . آن گاه مؤمنين را از جهنم بيرون آورده بر سر چشمه اى كه ميان بهشت و صراط قرار دارد مىبرد ، پس در آنجا مىرويند مانند طرثوث كه در خاشاك و كف سيل مىرويد ، آن گاه داخل بهشت مىشوند در حالى كه به پيشانيهايشان نوشته است « اينها جهنمىهايى هستند كه از آتش دوزخ آزاد شدهاند و تا خدا بخواهد در بهشت خواهند بود » .
و چون اين نوشته داغ ننگى بر پيشانيهاى ايشان است از خدا درخواست مىكنند كه آن را محو كند . خدا هم ملكى مىفرستد آن را محو مىكند ، سپس ملائكه اى را كه با خود ميخهاى آتشين دارند دستور مىدهد تا در جهنم را به روى باقيماندگان ببندند و با آن ميخها ميخكوبشان كنند اينجاست كه خداى تعالى كه در عرش قرار گرفته فراموششان مىكند و اهل بهشت هم در سرگرميشان به نعيم و لذت بهشتى از آنان غافل مىگردند و خداى تعالى در اين خصوص فرموده : * ( « رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ » ) * « 1 » .
مؤلف : كلمه « طرثوث » اسم گياهى است و كلمه « حميل السيل » - كه در روايت است - به معناى خاشاك و كف سيل است . و از طرق شيعه نيز قريب به اين مضمون روايت شده است .
و نيز در آن كتاب است كه احمد و ابن مردويه از ابى سعيد روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) چوبى در زمين فرو برد و چوب ديگرى پهلوى آن و چوبى ديگر بعد از آن در زمين نشانيد و فرمود هيچ مىدانيد كه اين چيست ؟
اصحاب گفتند : خدا و رسول داناتر است . فرمود : اين انسان است و اين اجل او و اين آرزوى اوست و او همواره در پى رسيدن به آرزوهاست و غافل از اينكه اجل قبل از
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 93 و 94 .