نخواهند داشت ( 8 ) .
اين ماييم كه اين ذكر ( قرآن ) را نازل كردهايم و ما آن را بطور قطع حفظ خواهيم كرد ( 9 ) .
بيان آيات
اين سوره پيرامون استهزاء كفار به رسول خدا ( ص ) سخن مىگويد كه نسبت جنون به آن جناب داده و قرآن كريم را هذيان ديوانگان خوانده بودند . پس در حقيقت در اين سوره رسول خدا ( ص ) را تسلاى خاطر داده ، و وى را به صبر و ثبات و گذشت از آنان سفارش مىكند و نفس شريفش را خوشحال و مردم را بشارت و انذار مىدهد .
و اين سوره به طورى كه از آياتش بر مىآيد در مكه نازل شده است . ولى صاحب مجمع البيان « 1 » از حسن نقل كرده كه آيه « وَلَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي » را استثناء نموده و گفته كه اين آيه در مدينه نازل شده است . همچنين آيه « كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ » . ولى اشكال اين قول به زودى ذكر خواهد شد .
در اين سوره آيه « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ . . . » قرار دارد كه با يك مساله تاريخى در باره شروع دعوت اسلامى قابل انطباق است ، و آن مساله اين است كه رسول خدا ( ص ) در اول بعثت ، دعوت خود را علنى نكرد و تا مدت سه و يا چهار و يا پنج سال پنهانى دعوت مىنمود ، زيرا اوضاع آن قدر نامساعد بود كه اجازه چنين اقدامى نمىداد ، لذا در اين مدت آحادى از مردم را كه احتمال مىداد دعوتش را قبول كنند ملاقات مىكرد ، و دعوت خود را پنهانى با آنان در ميان مىگذاشت تا آنكه خداى تعالى با آيه مذكور اجازه اش داد تا دعوتش را علنى كند .
و اين مطلب تاريخى را روايات وارده از طريق شيعه و سنى نيز تاييد مىكند كه رسول خدا ( ص ) در اول بعثت تا چند سال دعوت خود را براى عموم مردم علنى نكرد تا آنكه خداى تعالى آيه « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ » را فرستاد . آن جناب به ميان مردم آمد و دعوت خود را عمومى و علنى كرد . بنا بر اين مىتوان گفت كه سوره مورد بحث مكى است و در ابتداى علنى شدن
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 326 .