مؤلف : نظير اين روايت را عياشى در تفسير « 1 » خود از محمد بن مسلم از آن جناب نقل كرده و اين روايت مطلبى را مىگويد كه در هيچ يك از روايات قبلى نبود .
و در تفسير قمى در ذيل * ( « يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ » ) * نقل كرده كه معصوم فرمود : زمين به صورت نانى سفيد در مىآيد كه مؤمنين در موقف قيامت از آن مىخورند .
و در ذيل جمله * ( « وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الأَصْفادِ » ) * فرمود : بعضى با بعضى ديگر نزديك مىشوند . * ( « سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ » ) * مقصود از « سرابيل » پيراهن است « 2 » .
قمى گفته است : در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه : در ذيل جمله * ( « سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ » ) * فرموده : « قطران » مس داغ شده است كه از شدت حرارت آب شده باشد ، هم چنان كه خداى عز و جل فرموده : * ( « وَتَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ » ) * يعنى آن مس گداخته جامه آنها مىشود و آتش دلهايشان را مىپوشاند « 3 » .
مؤلف : يعنى مقصود از مجموع دو جمله * ( « سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ » ) * و جمله * ( « تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ » ) * بيان اين معناست كه بدنهاى اهل جهنم با مس گداخته و صورتهايشان با آتش پوشيده شده است .
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 238 ، ح 57 .
( 2 و 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 372 .