تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
هم باشد معنايى است دور از فهم عرف . و اما پنجم - كه از همه وجوه ديگر بعيدتر است - براى اينكه از مثل ابراهيم خليل ( ع ) آن هم در اواخر عمرش كه گفتيم اين دعا را در آن موقع كرده است بسيار بعيد است كه يكى از واضحات معارف دينى را ندانسته باشد ، و به قول شما به گوشش نخورده باشد ، و از در جهل و نادانى اين درخواست را براى مشركين بكند ، آن هم بدون اينكه قبلا از خداى تعالى اجازه اى بگيرد ، چون اگر اجازه گرفته بود خداوند حكم مساله را برايش بيان مىكرد ، و مىفرمود كه چنين چيزى ممكن نيست ، و از قرآن كريم هم بعيد است كه چنين جهل و كلام بيهوده اى را از كسى نقل بكند و آن را رد ننمايد و حقيقت مطلب را بيان نفرمايد ، با اينكه مىبينيم وقتى طلب مغفرت ابراهيم جهت پدرش را حكايت مىكند بلافاصله براى برائت ساحت مقدس او مىفرمايد : « وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه أَنَّه عَدُوٌّ لِلَّه تَبَرَّأَ مِنْه « 1 » » . و اما ششم كه معصيت را به پايينتر از شرك تقييد مىكرد ، هيچ دليلى بر اين تقييد ندارد ، مگر آنكه بخواهد حرف ما را بگويد . اين بود خلاصه آن وجوهى كه مفسرين در ذيل اين دو آيه مورد بحث ذكر كرده‌اند ، و همه اشتباهات ايشان ناشى از اين جهت است كه در تحقيق معناى در خواست مصونيت از شرك و نيز متفرع نمودن جمله « فمن تبعنى . . . » بر آن اهمال ورزيده‌اند . * ( « رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ . . . » ) * . كلمه * ( « مِنْ ذُرِّيَّتِي » ) * جانشين مفعول « اسكنت » است ، و « من » در آن ، تبعيض را مىرساند . و منظور ابراهيم ( ع ) از ذريه اش همان اسماعيل و فرزندانى است كه از وى پديد مىآيند ، نه اسماعيل به تنهايى ، براى اينكه دنبالش گفته است : « * ( رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ ) * - پروردگارا تا نماز بپاى دارند » ، و اگر اسماعيل به تنهايى مقصود بود نمىبايست لفظ جمع به كار برد . و مقصود از * ( « غَيْرِ ذِي زَرْعٍ » ) * ، « غير ذى مزروع » است ، آن طور تعبير كرد تا تاكيد را برساند ، و در نداشتن روييدنى مبالغه نمايد ، چون جمله مذكور بطورى كه گفته اند
هامش
( 1 ) استغفار ابراهيم براى پدرش جز بعد از آن نبود كه وعده آن را به وى داده بود ، ولى وقتى براى او معلوم شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست . سوره توبه ، آيه 114 .