الفصل الرابعفي معنى القِدَم والحدوث
حدوث و قِدَم از عوارض ذاتى موجود مىباشد
متن
إذا كان الماضي من زمانِ وجودِ شيءٍ . . . والحادث ماكان مسبوقَ الوجود بالعدم .
ترجمه
وقتى زمان وجود يك چيز بيش از زمان چيز ديگر باشد ، مانند زيد كه از عمر او پنجاه سال گذشته است در حالى كه از عمر ، عمرو چهل سال گذشته است آنكه زمانِ بيشترى را سپرى كرده نزد عامهء مردم قديم و آنكه زمان كمترى را به خود اختصاص داده حادث ناميده مىشود .
آن چه از معناى فوق حاصل مىشود اين است كه : قديم چيزى است كه براى او در زمانى كه حادث در ظرف وى موجود نبوده است « وجود » باشد . و حادث بر خلاف قديم ، چيزى است كه براى او وجود در ظرف زمانى كه قديم در آن موجود است نباشد .
و اين دو معناى به دست آمده ، زمانى كه تعميم داده شود ( و از معناى نسبى و اضافى بيرون آيد ) و به عنوان معناى حقيقى ملاحظه شود ( به گونهاى كه اقسام ديگر سبق و تقدّم را نيز فرا گيرد ) از اعراض ذاتى « موجود من حيث هو موجود » خواهد بود ؛ از اين رو موجودِ مطلق ، به اين دو معنا تقسيم مىشود و بحث از اين دو ، بحث فلسفى تلقّى مىگردد .