تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
كه همان حق تعالى است وجود ندارد و ساير اشياء ، همه ظهور و نمود او هستند و همه عين وابستگى به همان وجود واحدند . مانند وابستگى كلام به متكلم كه از خود هيچ استقلالى ندارد . بنابر تفسير عرفانى از علت و معلول ، در آن تأثير و تأثّر و فاعليت و انفعال كه حاكى از تعدد دو ذات باشد وجود ندارد ، بلكه يك ذات كه همان وجود حقيقى حق تعالى است و ظهورات و شئونات « 1 » او و وجود حق ، مقدم است به اين نحو از تقدّم بر وجود شئونات و ظهورات خود . و هيچ تعدد وجودى ميان او و ظهوراتش نيست « 2 » ، بلكه اساساً در تعابير عرفانى از واژهء علت و معلول استفاده نمىشود ، بلكه تعبير ظاهر و مظهر جايگزين مىگردد .
هامش
( 1 ) . قرآن از تطورات الهى چنين تعبير مىفرمايد :« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »( سوره رحمن آيه 29 ) و مولانا مىگويد : هر لحظه به شكلى بت عيار درآمد دل بُرد و نهان شد . . . ( 2 ) . مدرس آشتيانى در تعليقهء خود بر غررالفوائد ، ص 363 در توضيح تقدم بالحق مىنويسد : قسم ديگرى از تقدم‌وجود دارد كه جزء اصطلاحاتى است كه صدرا آن را ابداع نموده است و نه تنها او بلكه قبل از او تمام اهل الله از عرفاى شامخ آن را قبول داشته‌اند و آن عبارت از تقدم بالحق است و آن بدان معناست كه براى متأخر وجود جدا از وجود متقدم نيست ، حتى در طول او بلكه متأخر از اطوار و شئون متقدم است . خلاصه چيزى جز يك وجود و ظهوراتش نيست . و صدرالمتألهين ذيل اين بحث مىنويسد : و هذا ضربٌ غامضٌ من اقسام التقدم و التأخر لايعرفه الّا العارفون الراسخون ( ج 3 ، ص 275 )