اين غير از تقدّم و تأخّر علّى است . اين قسم را صدرالمتألهين قدس سره اضافه نموده است . صدرالمتألهين در اسفار مىگويد : حاصل سخن اينكه وجود هر علت موجبهاى تقدّم دارد بر معلولِ ذاتىِ آن به اين نحو از تقدّم ( و اين غير از تقدّم علّى است ) ؛ زيرا حكما علت فاعلى را تعريف كردهاند به چيزى كه تأثير مىگذارد در معلولى كه آن معلول مغاير فاعل است ؛ لذا تقدّم ذاتِ فاعل بر ذات معلول ، تقدّم علّى است . اما تقدّم وجودى بر وجود ديگر ، تقدّمى است غير از تقدّم علّى ؛ زيرا بين آن دو وجود تأثير و تأثّر و فاعليت و مفعوليت وجود ندارد ؛ بلكه حكم آن دو ، حكم يك چيز است . كه براى آن شئون و جلوههاى مختلفى است . و براى آن تحوّل از حالى به حال ديگر مىباشد .
شرح
تفسير عليت و معلوليت براساس ديدگاه فلسفى و عرفانى متفاوت است . و از آنجا كه صدرالمتألهين تحت تأثير انديشههاى عرفانى محىالدين و شيخ الاشراق قرار گرفته است ، گاهى مسائل فلسفى را با ديدگاه عرفانى دنبال مىكند ؛ از جملهء آن مسائل ، تفسير عليت و معلوليت است .
براساس نظريّهء مشهور حكما ، علت ، ذاتى دارد مستقل از ذات معلول و تأثيرى كه علت در معلول مىگذارد تأثير يك ذات مستقل است در ذات مستقل ديگرى به نام معلول ، لكن معلول به سبب وجود علت موجود شده است . اما براساس تفسيرى كه عرفان از علت و معلول ، ارائه مىدهد معلول ، ذاتى مستقل از علت ندارد تا به واسطهء آن به علت پيوند بخورد ، بلكه معلول عين ربط و عين وابستگى به علت است ؛ به عبارت ديگر معلول شأنى از علت است . در نظام هستى يك وجود است به نام واجب تعالى كه به جلوهها و نمودهاى مختلف خود را نشان مىدهد . آن جلوهها شئون او هستند كه در عرفان به تجلّى و ظهور حق تعبير مىشوند . در تفسير عرفانى از علت و معلول ، به ماهيت ممكنات التفاتى نمىشود ، بلكه فقط نظر به وجود آنهاست . و از آن رهگذر كه وجود ممكنات عين ربط به وجود حق است ، نه ذاتى مستقل از آن ، پس مىتوان گفت كه « ليس في الدار غيره ديّار » . در عالم هستى ، بالاصالة جز يك موجود
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 542
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٤٢