الفصل الاولفي السبق و اللحوق و هما التقدّم و التأخّر
چه ملاكى باعث پيدايش تقدّم و تأخّر مىشود ؟
متن
يشبه أن يكون أوّلُ ما عُرف من معنى . . . كان المأموم متقدّماً والإمام متأخّراً .
ترجمه
گويا نخستين آشنايى با مفهوم تقدّم و تأخّر از طريق مصاديق حسى آن حاصل شده است . مانند آنكه مبدئى فرض شود كه دو چيز در نسبت داشتن به آن اشتراك دارند و يكى از آن دو به آن مبدأ نسبتى داشته باشد كه ديگرى هم دارد لكن خصوصياتى كه براى اولى هست براى دومى نباشد . آن وصفى كه براى اولى هست تقدّم و آن چه براى دومى هست تأخّر ناميده مىشود . به عنوان مثال اگر محراب مسجد را مبدأ فرض كنيم ، امام و مأموم هر دو در نسبت داشتن به آن اشتراك دارند ، اما قُربى كه مأموم به محراب دارد امام هم آن قرب را دارد ، نه عكس آن ( اما قربى كه امام به محراب دارد ، مأموم ندارد ) ؛ پس امام ، متقدم است و مأموم متأخر . و بديهى است كه وصف تقدّم و تأخّر به اختلاف مبدأ فرضى ، متفاوت مىشود . در مثال فوق كه محراب را مبدأ فرض كرديم امام متقدم و مأموم ، متأخر است ؛ اما اگر مبدأ فرضى را درب مسجد ( كه فرضاً مقابل محراب است ) قرار دهيم ، مطلب برعكس مىشود ؛ يعنى مأموم متقدّم و امام متأخّر مىشود .