نيز كه يكى از دو طرف ، امر وجودى و ديگرى عدمى است در مورد حركت سريع و كند وجود ندارد ؛ ناگزير از ميان اقسام تقابل ، فقط تقابل تضاد مىماند .
مؤلف حكيم رحمه الله در پاسخ صدرالمتألهين مىگويد : اينكه مىگوييد نسبت ميان سرعت و كندى تضاد است سخن درستى نيست ؛ زيرا در تضاد ، شرط است كه غايت خلاف ميان متضادين حاكم باشد ؛ در حالى كه ميان دو حركت سريع و كُند غايت خلاف وجود ندارد ؛ زيرا هر حركت سريعى نسبت به سريعتر از خود كُند محسوب مىشود . همانطور كه هر كُندى نسبت به كُندتر از خود تند محسوب مىشود .
در نهايت ، مؤلف رحمه الله پس از ردّ اقسام چهار گانهء تقابل ، نظر خود را بيان نمىكنند ؛ اما از تعليقات وى بر اسفار بر مىآيد كه ايشان تقابل سرعت و كُندى را از سنخ تقابل تشكيكى مىدانند ؛ زيرا سرعت و كندى ، هر كدام يك مرتبه از مراتب حركت مىباشند .
آن چه در مورد تقابل سرعت و كندى ، نفياً و اثباتاً گفته شد مربوط به سرعت و كُندى اضافى بود . اما سرعت ، يك معناى غير اضافى نيز دارد كه عبارت است از جريان و سيلان متحرك . و اين معنا بر هر حركتى - خواه تند يا كند - عارض مىشود و سرعت به اين معنا مقابل كُندى قرار نمىگيرد ؛ چون معناى نفسى است نه معناى نسبى . و مفاد جسمى كه حركت سريع يا كُند دارد اين است كه جسم در سيلان و حركت است و مقايسهاى بين آن و جسم ديگر وجود ندارد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥١٣