تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
آن چه گفته شد در مورد سرعت و كُندى اضافى بود . اما سرعت به معناى جريان و سيلان از ويژگىهاى تمام حركات است و بدين معنا كُندى در مقابل آن قرار نمىگيرد . شرح برخى چنين پنداشته‌اند كه حركت كُند ، تركيبى از حركت و سكون است . به اين ترتيب كه سكون ، ميان حدود حركت فاصله مىاندازد و حركت كُند را پديد مىآورد . در پاسخ به اين پندار بايد گفت كه حركت ، يك واحد متصل است . اگر سكون ميان حدود حركت فاصله اندازد او ديگر يك امر متصل نخواهد بود و چون انقسام پذيرى حركت بالقوّه است چنين نيست كه يك حركت داراى انقسامات متعدد و بالفعل باشد تا ميان حدود آن ، سكون حائل گردد . برخى ديگر چون صدرالمتألهين پنداشته‌اند كه نسبت ميان سرعت و كندى نسبت تضاد است . وى در اسفار مىگويد : نسبت ميان سرعت و كندى از ميان چهار قسم تقابل نسبت تضايف نيست ؛ زيرا دو متضايف مانند مفهوم « پدرى و فرزندى » و « بالايى و پايينى » با يك‌ديگر متلازمند . اگر يكى از آن دو موجود باشد ديگرى نيز موجود است و اگر يكى معدوم باشد ديگرى نيز معدوم است . در حالى كه در مورد سرعت و كندى ، گاهى مفهوم سرعت در ذهن يا خارج محقق است و مفهوم كندى محقق نيست يا مفهوم كندى محقق است و مفهوم تندى موجود نيست . سپس وى مىگويد : ميان سرعت و كُندى نسبت تناقض ( كه همان نسبت ثبوت و عدم است ) نيز محقق نيست ؛ زيرا هر يك از سرعت و كُندى داراى يك حيث عدمى است . زيرا دو متحرك كه از نظر سرعت و كُندى متفاوتند اگر به يك انداره مسافت را طى كنند حركت سريع ، زمان كمترى را به خود اختصاص مىدهد و اگر زمان يك‌سانى را به خود اختصاص دهند حركتِ كند مسافت كمترى را به خود اختصاص مىدهد . پس هر دو حركت سريع و كُند از يك كاستى برخوردارند و بدين سبب نمىتوان يكى از آن دو را عدمى و ديگرى را وجودى قلمداد كرد و لذا نسبت تناقض