تقابل ميان سرعت و كُندى از چه نوع تقابلى است
متن
وأمّا ما قيل : إنّ البُطؤ في الحركة . . . لا يقابلها بُطؤٌ .
ترجمه
اما آن چه گفته شده « 1 » كه كُندى در حركت به واسطهء سكوناتى كه فاصله بين حركات مىاندازد به وجود مىآيد سخن درستى نيست ؛ زيرا قبلًا روشن گشت « 2 » كه حركت ، يك امر متصل است و قبول انقسام نمىكند ؛ مگر بالقوّه . و بعضى گفتهاند « 3 » كه سرعت و كُندى متضاد هستند .
صدرالمتألهين در اسفار مىگويد : تقابل ميان سرعت و كُندى ، تقابل تضايف نيست ؛ زيرا دو شىء متضايف از نظر وجود ذهنى و خارجى با يكديگر تلازم دارند . در حالى كه اين دو در هيچ يك از دو وجود ( ذهنى و خارجى ) تضايف ندارند و نيز تقابل آن دو ، به ثبوت و عدم نيست . زيرا آن دو اگر در زمان ، مساوى باشند حركت سريع مسافتى بيشتر از حركت كُند طى خواهد كرد و اگر مسافت يكسانى را طى كنند زمانِ كندتر بيشتر خواهد بود ، لذا يكى از آن دو نسبت به ديگرى نقصان مسافت دارد و ديگرى نقصان زمان . و عدمى قرار دادن يكى از آن دو اولى از ديگرى نيست . پس ، از اقسام تقابل ، چيزى جز تضاد نمىماند . « 4 » پايان كلام اسفار . « 5 »
اين سخن درست نيست ؛ زيرا حكما بين طرفين تضاد ، غايت خلاف را شرط دانستهاند و اين شرط بين سرعت و كُندى محقق نيست ؛ زيرا هيچ سريعى نيست مگر آنكه مىتوان اسرع از او را فرض كرد . همانطور كه هيچ كُندى نيست مگر آنكه كندتر از آن را مىتوان تصور نمود .
هامش
( 1 ) . اين نظريه بر حسب نقل و استناد شرح مقاصد ، ج 1 ، ص 275 و كشف المراد ، ص 270 از متكلمان است
( 2 ) . در فصل پنجم از اين مرحله
( 3 ) . اين نظريه همانگونه كه فخررازى در مباحث مشرقيه ، ج 1 ، ص 605 مىآورد از متكلمان مىباشد . و صدرالمتألهين از آن متابعت مىكند
( 4 ) . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 198
( 5 ) . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 198