تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
خاص آن حركت ، كه آن را انداره مىزند هست . لكن علاوه بر اين براى سهولت در فهم قراردادها و حوادث عرفى ، زمان روز و شب را مقياس اندازه‌گيرى ديگر حركات قرار داده‌اند تا بگويند اين متحرك از نقطهء حركت خود تا نقطهء مورد نظر چه مقدار زمان بايد راه برود يا اين نهال چند سال بايد رشد كند تا ميوه بدهد يا اين نوزاد چه مدت بايد در رحم مادر بماند تا متولد شود . در تمام اين موارد ، روز و ماه و سال را كه مقدار خاص حركت كرهء زمين است را به عنوان ابزار حركت تعيين مىكنند . اما با قطع نظر از اين ، هر حركتى زمان ويژهء خود را دارد كه ميزان حركت را تقدير مىكند ؛ گرچه آن دو در خارج به وجود واحد موجودند .

نسبت زمان به حركت همان نسبت جسم تعليمى به جسم طبيعى است

متن الثاني : أنّ نسبةَ الزمان إلى الحركة . . . وهي نسبة المعيَّن إلى المبهم . ترجمه مطلب دوم : نسبت زمان به حركت ، نسبت جسم تعليمى به جسم طبيعى است و آن همان نسبت معين به مبهم مىباشد . شرح جسم طبيعى عبارت است از : جسمى كه داراى امتداد در جهت طول ، عرض و عمق باشد . جسم از آن جهت كه جسم است تعيّنى به حسب مقدار ندارد ، بلكه تعيّن آن به حسب مقدارى است كه بر او عارض مىشود . ما از تعيّن جسم طبيعى به جسم تعليمى تعبير مىكنيم . جسم تعليمى ، امتداد مبهم جسم طبيعى را تعيّن مىبخشد و به آن مقداريّت خاص مىبخشد . جسم تعليمى از عوارض تحليلى جسم طبيعى است و با آن به وجود واحد ، موجود است . همان نسبتى كه از نظر ابهام و تعيّن ميان جسم طبيعى و تعليمى موجود است ميان