و اگر زمان فاصله شد تتالى آنات ، محقق نمىشود ؛ چون زمان ، ميان آنات فاصله انداخته است . « 1 »
نحوهء انطباق حركت قطعيّه و توسطيّه بر زمان
متن
الرابع : أنّ الأشياء في انطباقها على الزمان مختلفةٌ . . . وتألُّفُ الخطّ منها وهميُّ .
ترجمه
انطباق اشياء بر زمان ، مختلف است . حركت قطعيّه ، بى واسطه بر زمان منطبق است و اتصاف اجزاى اين حركت به تقدّم و تأخّر و نحو آن به تبع اتصاف اجزاى زمان به اينها مىباشد . تمام حوادث آنى الوجود مانند وصل ، ترك ، اتّصال و انفصال بر « آن » منطبق هستند و حركت توسطيه به واسطهء حركت قطعيّه بر زمان منطبق مىباشد .
از مطالب گذشته اين نكته نيز روشن مىگردد كه تصوير زمان توسطى كه از آن به « آنِ سيّال » تعبير مىآوريم - و آن راسم امتداد زمانى است - يك تعبير وهمى مجازى است . چگونه چنين نباشد در حالى كه زمان كميتى است كه ذاتاً انقسام مىپذيرد ( يعنى زمان داراى واقعيت خارجى است ، اما « آنِ سيّال » داراى وجود اعتبارى و ذهنى است ) و قياس « آنِ سيّال » به وحدتى كه در تمام اعداد سريان دارد و به تكرار خويش راسم عدد است و به « نقطهء سيّال » كه راسم خط است بى مورد است ؛ زيرا وحدت ، عدد نيست ؛ بلكه با تكرار آن ، عدد پديد مىآيد نه به خود آن و نقطه پايان عدمى است و تأليف خط از آن ، امر و همى است .
شرح
در اين فقره از عبارت به چهار نكته اشاره مىكنند .
هامش
( 1 ) . در فصل هشتم از همين مرحله اين اشكال گذشت كه حركت از اجزاء آنى پديد نمىآيد ، زيرا هر قدر كه حركت به اجزاء كوچكتر تقسيم شود ، باز آن اجزاء سيّال و داراى امتداد بوده فاقد جزء آنى خواهند بود