مطلب ديگرى كه مؤلف در اين فقره از عبارت به آن مىپردازد تقسيم بندى انواع جوهرى است كه به دو طبقهء طولى و عَرْضى منقسم مىشوند . طبقهء نخست ، انواعى هستند كه ترتّب طولى از نوع سافل به متوسط و سپس به نوع اخير دارند . مانند ترتّبى كه انسان بر حيوان و حيوان بر نبات و نبات بر جسم و جسم بر جوهر - كه نوع عالى است - دارد . در ترتّب طولى از جوهر به جسم و سپس به نبات و حيوان و در نهايت به انسان كه نوع اخير است منتقل مىشويم . حركت تكاملى نظام ماده اساساً بر اساس ترتّب طولى است كه همان تكامل انواع جوهرى از قوّهء محض تا تجرّد مطلق است .
اما طبقهء عَرْضىِ انواع جوهرى عبارتند از : انواعى كه در عَرْض يكديگر بوده و تحت جنس قريبى قرار دارند و بر اساس حركت جوهرى به نوع ديگر متحوّل مىشوند . مانند تحوّلاتى كه در نظام اجسام مادى صورت مىپذيرد . فىالمثل بر اثر گذشت زمان و تابش آفتاب ، نوعى از انواع طبيعت بدون آنكه حركتى ، اشتدادى و طولى داشته باشد به نوع ديگرى كه در عرْض اوست تبديل شود و با گذشت زمان آن نوع ، دوباره به نوعيت نخست تبديل شود بدون آنكه تكامل طولى در او پديد آيد . در اين صورت اين انواعِ جوهرى كه زير مجموعهء جنس قريبى به نام جماد يا جسم قرار دارند در عَرَض يكديگر بوده و تحولاتى كه پديد مىآيد حركتى به پيش و در جهت حركت طولى نيست ؛ بلكه تحّول و تجدّد از نمودى به نمود ديگر و از جلوهاى به جلوه ديگر مىباشد .
با بيان فوق ، روشن مىگردد كه با حركت در جوهر ، انواع جوهرى ، پيوسته در تغييرند . گرچه تحوّلاتى كه در طبقهء عَرْضىِ انواع جواهر رخ مىدهد جوهر در جست و خيز خود از يك شاخه به شاخهء هم عَرْض و متكافؤ خود مىجهد و از اين رو تصاعد در تكامل انواع رخ نمىدهد . لكن در مجموعِ نظامِ ماده ، زمينهء رشد و حركتِ طولىِ انواع جوهرى را فراهم مىآورد . تبدّل هر نوع به نوع ديگر به نحوى كه از تبدّل آن ، نوع موجود به نوع بالاتر از خود نزديك نشود ملاك حركت عَرْضى است . به
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٧٠