است . حال كه ماده ، موضوع حركت جوهرى گشت - و اين موضوع داراى وحدتى شبيه وحدت جنسى است - مىتوان گفت جهان ماده ، يك سره از نقص به سوى كمال و از قوّه به سوى فعليت در حركت است و به عبارت ديگر ، جهان ماده به منزلهء يك كارخانهء فعليت سازى است كه اشياء را از مرتبهء جمادى به مرتبهء نباتى و از نباتى به حيوانى و از حيوانى به انسانى و در نهايت به تجرّد محض كه همان مفارقت انسان از عالم ماده و نيل به فعليت مطلق است رهنمون مىسازد .
قوله : « تابعة لها في وحدتها و كثرتها »
اگر صورت همهء عالم را يك صورت بدانيم كه از جمادى تا نباتى و حيوانى و انسانى در حركت است مىتوانيم بگوييم يك صورت بر همهء عالم ماده حكم فرماست كه از مرتبهء جماديت تا مرتبهء انسانيت و تجرّد مطلق در حركت است و اين صورت واحد از جماديت تا تجرّد مطلق امتداد دارد . در اينجا صورت مانند ماده ، واحد خواهد بود .
ولى اگر با ديد تفصيلى به تجزيهء صُوَر موجود در نظام هستى بنگريم هر صورتى از فعليتى خاص برخوردار بوده و بيگانه از صورت ديگر خواهد بود . صورت انسان ، فرس و شجر هر كدام يك صورت مستقل بوده و داراى مادههاى متعدد خواهند بود .
در اين فرض ، ماده با تكثّر صور ، متكثّر خواهد بود . در هر حال ، ماده در وحدت و كثرت تابع صورت خواهد بود . اگر صورت عالم را يك صورت فرض كنيم ماده هم واحد خواهد بود و اگر كثير فرض كنيم ماده هم كثير خواهد بود .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٦٦