تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
تدريج است و « آنِ » وصول به هر حدى همان « آنِ » خروج از همان حد نخواهد بود ؛ لذا حركت ، در حركتِ ديگر سبب كندى آن مىشود . اين حاصل جواب مؤلف در پاسخ به اشكال دوم است . اين پاسخ ، جواب صحيح و معقولى به اشكال دوم است ، لكن بايد گفت جواب مؤلف به اشكال دوم با جواب ايشان به اشكال اول در تعارض است ؛ زيرا بر اساس جواب اشكال اول ، مقولاتِ سيّال هم داراى حدود آنى هستند ؛ گرچه آن اجزاء آنى ، وجود بالقوّه دارند و در امتداد تقسيمِ حركت ، در نهايت به آن مىرسيم . طبعاً متحرك در هر آنى از آنات ، حدى از حدود مسافت را طى مىكند . حال اگر مطابق جواب اشكال دوم ، حدود مسافتِ مقولاتِ سيّال را داراى امتداد و تدريج بدانيم و تأخير عبور متحرك از آن حدود را به دليل امتداد آن حدود بدانيم مفادش آن خواهد بود كه حدود مسافت داراى فرد آنى و دفعى نيستند ؛ بلكه داراى فرد سيّال مىباشد ؛ لذا متحرك در عبور خود به گذر زمان و تأخير نيازمند است . حاصل اشكال اين است كه مطابق جواب مؤلف به اشكال اول مقولات سيّال داراى فرد آنى و دفعى هستند و مطابق جواب اشكال دوم ، مقولات سيّال داراى فرد سيّال و ممتد - نه آنى و دفعى - مىباشند و اين دو جواب با هم متناقضند . برخى پنداشته‌اند كه براى حركت در حركت مىتوان حركت يك انسان از پله‌هاى برقى را مثال آورد ؛ زيرا از يك سو پله‌ها به پيش در حركتند و از سويى ديگر انسان بر روى پله‌ها حركت مىكند ، از اين رو حركت در حركت رخ مىدهد . لكن اين مثال صحيح نيست ؛ زيرا در مثال فوق ، ما دو حركت و دو موضوع جداگانه براى حركت داريم . يكى از دو متحرك عبارت است از انسانى كه بر روى پله‌ها حركت مىكند و دومى عبارت است از پله‌هايى كه در جايگاه خودشان حركت مىكنند . اين‌جا دو متحرك جدا از هم وجود دارد و مثال صحيحى براى وقوع يك حركت در نفس حركت ديگر نمىباشد .