تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
اتّصال ، ميان اجزاى فرضىِ آن قطع مىگردد و در نگاه دوم در ادامهء تقطيع به اجزاى بسيار كوچك‌ترى كه آنها در فهم عرف به منزلهء اجزاى « آنى » مىباشند مىرسيم . بر اساس اين بيان ، حركت نيز همچون ساير اجزاء قارّ ، قابل تقسيم به قطعات كوچك‌تر است ، به گونه‌اى كه در ادامهء تقسيمات حركت ، به اجزاى بسيار كوچكى نائل مىشويم كه آن اجزاء به مثابهء اجزاى « آنى » هستند . پس ابتدا در تقسيم حركت به قطعات و اجزاى فرضى كه اتّصال ميان آنها به دليل ورود تقسيم ازبين رفته باشد دست مىيابيم . در مرحلهء دوم آن قطعات منقطع را تقسيم نموده و به اجزاى « آنىِ » فرضى نائل مىگرديم ؛ لذا وصول به اجزاى « آنى » به واسطهء دست‌يابى به قطعات درشت‌تر و بزرگ‌ترى كه قبل از آن است مىباشد . بديهى است دست‌يابى به اجزاى « آنى » بر اساس بيان فوق يك فهم عرفى و عوامانه است . مؤلف حكيم خواسته است كه يك تصوير عرفى از اجزاى « آنى » در مورد حركت به دست بدهد . اين بود بيان استاد حسن‌زاده در شرح عبارت فوق بر اساس اين بيان ، جملهء ( لايَنقطعُ به اتّصالُها ) را به صورت مثبت مىخوانيم نه منفى به اين معنا كه ( يَنقطعُ به اتّصالُها ) قرائت مىشود . اشكالى كه بر اين بيان وارد است اين است كه سيرهء مؤلف حكيم همچون ساير حكما آن است كه پاسخ اشكال فلسفى را به بيان فلسفى بدهند نه به بيان عرفى . و اين مطلب قطعى است كه حركت داراى ماهيت متصل است و امكان ندارد كه آن امرِ متصلِ ممتد كه سيلان و تدريج ذاتى اوست از اجزاء دفعى پديد آيد خواه آن اجزاء دفعى واقعى باشند يا تسامحى ، فرض تقويم حركت از اجزاء آنى - گرچه آنى بودن اجزاء ، تسامحى و فرضى باشد - با ذاتى بودن سيلان و تدريج براى حركت ، فرض ناصحيحى است و نبايد براى فرار از اشكالى كه بر حركت در حركت مىشود جوابى را طرح نماييم كه با اساس حكمت به طور كلى مباينت داشته باشد . بيان ديگرى در شرح عبارت فوق از استاد محترم آقاى عابدى شاهرودى وجود