تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
ملاحظه مىشود كه مؤلف اسفار مقصود از افراد آنى را كه در باب حركت لازم است افراد آنى مقوله‌اى كه حركت در آن جارى مىشود معنا مىكند نه افراد خود حركتِ عارض ، زيرا حركتِ عارض ، هيچ‌گاه از افراد آنىالوجود تأليف نمىيابد اين بود توضيح اشكال و توجيه تصحيح يك احتمال . لكن پاسخى كه مؤلف حكيم قدس سره از اشكال مىدهند توجيهى كه براى تصحيح اشكال بيان شد را ردّ مىنمايد زيرا مؤلف در پاسخ مىگويند ما در باب حركت به افراد آنىالوجود مىرسيم معلوم مىشود مؤلفِ حكيمِ انتهاءِ تقسيم حركت ، به اجزاء آنى را اگرچه بالقوّه باشد پذيرفته‌اند و خوب بود كه به جاى اين پاسخ مؤلف مىفرمودند ما قبول نداريم كه حركت در مسيم تقسيم به اجزاء آنىالوجود مىرسد بلكه اجزاءِ حركت ، تا مرزِ بىنهايت از اجزاء سيّال تأليف يافته است .

اشكال دوم بر وقوع حركت در حركت

متن على أنّ لازِمَ الحركة أن يكون ورود . . . فلا تتمّ حركة . ترجمه علاوه بر اشكال فوق ، لازمهء حركت در حركت آن است كه متحرك در هر حدى از حدود مسافت به جاى آن‌كه آن حدّ را ترك گويد در آن حدّ توقف نمايد . در اين صورت ديگر حركتى وجود نخواهد داشت . شرح حاصل اشكال دوم اين است كه براى متحرك اين امكان وجود ندارد كه بتواند در هر حدى از حدود مسافت بيش از يك « آن » بماند ؛ زيرا اگر متحرك در هر « آنى » از حدود مسافت بيش از يك « آن » بماند آن از حركت باز مىماند و متحرك ساكن مىگردد و اين خلاف فرض است ؛ زيرا ما آن را متحرك مىدانيم .