تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
دارد كه آن را ذكر مىكنيم . ايشان مىفرمايند : هر متصل ممتد ، مانند حركت يا زمان يا مقوله - كه خارجاً اين سه با هم متطابقند - در ظرف ذهن و تحليل به اجزاىِ بىنهايت تقسيم مىشود . تقسيمِ متصلِ ممتد در ظرف تحليل ، به اجزاى بىنهايت كه به حكم عقل و به نحو دفعى صورت مىپذيرد . اجزاىِ حاصله را به مثابهء اجزاى « آنى الوقوع » قرار مىدهد . حكم عقل به وقوع تقسيم در ظرف تحليل ، حكم دفعى است و شامل تمام اجزاىِ تحليلىِ امرِ متصل و ممتد كه به نحو بالقوّه در آن وجود دارد مىشود . تقسيم پذيرى امر متصلِ بالقوّه ، به اجزاى بىنهايت - كه تمام آن اجزاى بالقوّه ، در وجود واحدِ متصلِ خارجى موجود است - موجب مىشود كه هر « آنِ » تحليلى از زمان ، محاذىِ فردى تحليلى از افراد مقوله قرار گيرد . از آن‌جا كه واحدِ متصل ، مانند حركت ، بالقوّه به اجزاى بىنهايت قابل تقسيم است و هر جزئى از اجزاءِ تحليلى به مثابهء جزء نهايى و جزء بسيط است ، آن جزء ، جزئى « آنى » براى آن فرد متصل محسوب گشته و در خارج به وجود واحدِ متصل ، موجود است . حاصل اين بيان اين است كه در فلسفهء مشّاء و حكمت متعاليه در تحليل امر سيّال در عالم ذهن به اجزاء بىنهايت كه « آنىالوقوع » هستند مىرسيم كه آن اجزاءِ بىنهايتِ تحليلى ، بيرون از آن امرِ متصلِ ممتد نيستند و با دست يا بى به اجزاء « آنىالوقوع » اشكال اول بر وقوعِ حركت در حركت را ( كه آن را فاقد جزء « آنى » قلمداد مىكرد ) جواب مىدهيم . اشكالى كه بر بيان فوق وارد است اين است كه دست‌يابى به اجزاى ذهنى و تحليلى كه بالقوّه در امرِ متصلِ واحد وجود دارد ما را از ورود اشكال مصون نمىدارد ؛ زيرا مستشكل مىگفت : حركتْ خارجاً فاقد « فرد آنىالوقوع » است . اما بيان فوق براى حركت ، اجزاى تحليلى را به عنوان اجزاءِ « آنىالوقوع » معرفى مىكند . بديهى است اولًا اجزاى فرضى و تحليلى حركت نيز نمىتواند دفعى باشد . و ثانياً اشكال اين است كه حركت در خارج ، فاقد فرد « آنىالوقوع » است و تصوير فرد