تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
نهايت به اجزاى « آنى » تقسيم گردد ؛ از اين رو مىگوييم كه تقسيم حركت و منتهى شدن اجزاى آن به اجزاى « آنى » مانند قيام عَرَض به جوهر مىماند كه گاهى عَرَض بدون واسطه قائم به جوهر است و گاهى با واسطه ، كه در نهايت با يك يا چند واسطه به جوهر مىرسد . مانند قيام خط به سطح و سطح به جسم تعليمى و جسم تعليمى به جسم طبيعى . شرح عبارات فوق خالى از ابهام نيست . برخى از كسانى كه شرح يا تعليقه بر نهايه نوشته‌اند متعرض وجود اشكال در عبارات فوق شده‌اند . ناگزير بايد براى فهم صحيح عبارت ، برخى كلمات متن را جابه جا كرد و بايد بر اساس برخى توجيهات ، برخى كلمات ديگر را به آن افزود . ولى در هر حال با افزودن يا جابه جا كردن كلمات باز عبارت كتاب خالى از اشكال و ابهام نخواهد بود و با مبانى قطعى حكمت متعاليه در تعارض خواهد بود . ما در شرح عبارت فوق دو بيان را كه هر يك از آن دو از يكى از اساتيد مبرّز فلسفهء حوزهء علميّه است نقل نموده و سپس نظر خود را در اطراف آن بيان مىكنيم . استاد علامهء حسن‌زاده در شرح عبارت فوق چنين مىفرمايند : چون بر وقوع حركت در حركت اشكال شده است به اين‌كه در اين خصوص بستر حركت فاقد اجزاى « آنى » است و شرط وقوع حركت در هر بسترى آن است كه آن بستر ، داراى اجزاى « آنىالوقوع » باشد و حركت به دليل آن‌كه داراى ماهيتِ متصلِ ممتد است فاقد جزء « آنى » مىباشد . از اين رو نمىتواند بستر حركتى ديگر قرار گيرد به گونه‌اى كه با هر درجه از حركت يك فرد از افراد « آنىالوجودِ » مقوله عبور كند . استاد علامهء حسن‌زاده مىگويد : مؤلف حكيم طباطبائى در مقام پاسخ به اين اشكال مىفرمايند : گرچه به دقتِ فلسفى حركت داراى ماهيت متصل و ممتد است لكن به حسب ظواهر عرفى ، حركت نيز مانند هر چيز ديگر قابل تقطيع و تقسيم به قطعات ريزتر و كوچك‌تر مىباشد . به گونه‌اى كه در نگاه اول و بر حسب ظاهر ،