شمار مىآيد ؛ زيرا نسبتِ يك جسم به مكان ، فردى از مقولهء « وضع » - كه نسبت جسم به بيرون از خود است - مىباشد ؛ بنابراين در اينكه مقولهء « أين » مقولهء مستقل وجدايى از مقولهء « وضع » باشد ترديد وجود دارد .
اما حركت در مقولهء « وضع » : فرض كنيم كُرهاى داريم كه بر سطح آن نقطههاى منظّمى ترسيم شده است بديهى است هنگامى كه آن را به حركت در مىآوريم نسبت نقطههاى ترسيم شده به خارج از خود به واسطهء حركت ، تغيير مىكند . از تغيير نسبتِ نقطهها نسبت به خارج از خود به « حركت در مقولهء وضع » تعبير مىآوريم . قبلًا گفتيم كه مقولهء « وضع » عبارت است از : هيئت نسبت يك چيز به بيرون از خود . تغيير در اين هيئت عبارت از حركت در اين مقوله است .
دلايل عدم وقوع حركت در مقولهء « فعل و انفعال » و « متى »
متن
قالوا ولا تقع في سائر المقولات . . . إلى الآنيّات .
ترجمه
گفتهاند « 1 » حركت در ساير مقولات يعنى در « فعل و انفعال » ، « متى » ، « اضافه » ، « جده » و « جوهر » واقع نمىشود . اما اينكه در فعل و انفعال ، حركت واقع نمىشود بدان جهت است كه در مفهوم اين دو مقوله ، تدريج نهفته است ؛ لذا فردِآنى الوجود براى آن نمىباشد و وقوع حركت در اين دو مقوله استدعا مىكند كه آن دو به اجزاء « آنى الوجود » تقسيم شود . در حالى كه براى اين دو چنين چيزى وجود ندارد ، مضافاً به محذور ديگرى كه عبارت از « وقوع حركت در حركت » است .
بيان فوق در مورد مقولهء « متى » نيز مىآيد . « متى » نيز چون عبارت است از « هيئت نسبت شىء
هامش
( 1 ) . قائلين به اين نظريّه اكثراً قبل از صدرالمتألهين بودهاند . براى توضيح مطلب به فصل سوم از مقالهء دوم از فن اولاز طبيعات شفاء مراجعه شود و نيز به شرح مقاصد ، ج 1 ، ص 265 - 266 و نجات ، ص 106 - 107 و كشف المراد ، ص 265 - 266