به زمان » و اين مقوله با تدريج زمان ، تدريجاً حاصل مىشود ؛ لذا فرد آنىالوجود براى آن متصور نيست تا اينكه حركتى كه به آنيات تقسيم مىشود در آن مقوله واقع شود .
شرح
مشهور حكما وقوع حركت در مورد ساير مقولات ، مانند « فعل و انفعال » ، « متى » ، « اضافه » ، « جده » و « جوهر » را مورد انكار قرار دادهاند . صدرالمتألهين حركت در جوهر را - به بيانى كه خواهد آمد - به اثبات رساندهاند . اما وقوع حركت در ساير مقولات را جارى نمىدانند . مؤلف حكيم رحمه الله اشكالات وارد بر جريان حركت در مقولات مذكور را جواب گفتهاند .
در مورد وقوع حركت در مقولهء فعل و انفعال دو اشكال شده است : اشكال اول به بيان اجمالى اين است كه در اين دو مقوله ، تدريج نهفته است . و به بيان ديگر تدريج ، ذاتى اين دو مقوله مىباشد . و چون وقوع حركت ، در مسافت خود ، مستدعى اجزاى آنىالوجود است و آن اجزاى آنىالوجود در اين دو مقوله وجود ندارد ، پس حركت در آن واقع نمىشود . بيان تفصيلى مطلب متوقف بر توضيح دو مقدمه است :
مقدمه اول : پيش از اين بيان شد . « 1 » كه معناى حركت در مقوله ، آن است كه بر متحرك در هر آنى از آناتِ حركت ، نوعى از انواع آن مقوله وارد مىگردد . و چون نوع به وجود فرد خود در خارج موجود است ، معناى حركت در مقوله اين مىشود كه بر متحرك در هر آنى از آنات حركت ، فردى از افراد مقوله كه با فرد قبلى و بعدى مباين است وارد مىگردد و اگر چنين نشود ( يعنى اگر در هر آنِ جديد ، فرد قبلى به فرد بعدى تبديل نشود ) معنايش اين مىشود كه متحرك با وصول به اين فرد از حركت خود باز ايستاده است و ديگر متحرك نيست ، بلكه ساكن است و اين خلاف فرض است . پس از اين مقدمه نتيجه مىگيريم كه وقوعِ حركت ، مستلزم آن است كه بر
هامش
( 1 ) . فصل ششم از اين مرحله