همانطور كه در كميت خود حركت نمود و از يك متر به دو يا سه متر افزايش پيدا كرد ، در كيفيتِ مخصوص به كميّتِ خود نيز حركت نمود و شاخهء راست ، راستتر و شاخهء خميده ، خميدهتر گشت .
با بيان فوق حركت در كمّ نيز آشكار گشت . با حركت در كمّ ، جسم به طور طبيعى افزايشى سنجيده و تدريجى دنبال مىكند . تنه ، شاخه ، برگ و ميوهء درخت هماهنگ و مناسب يكديگر رشد مىكنند و اين رشد آرام آرام صورت مىگيرد .
اشكال در جريانِ حركت ، در مقولهء كمّ و پاسخ به آن
متن
وقد اعتُرِض عليه : أنّ النموّ . . . وهي الحركة كما هو ظاهرٌ .
ترجمه
بر حركت در كمّ اعتراض شده است « 1 » به اينكه نموّ به سبب انضمام اجزاى بيرونى به اجزاى قبلى حاصل مىشود . پس حجم بزرگ جديد ، كميتى است كه عارض بر مجموع اجزاى اصلى و اجزاى جديد مىباشد . در حالى كه حجم كوچك قبلى ، كميتى بود كه فقط بر اجزاء اصلى عارض مىشد . پس اين دو كمّ متباين هستند . همانطور كه به جهت تباين موضوع ، آن دو نيز غير متصل مىباشند .
نتيجه مىگيريم كه رشد و نموّ عبارت است از : زوال يك كميت و حدوث كميتى ديگر . و اين چيزى غير از حركت در كمّ است .
از اين اشكال پاسخ دادهاند « 2 » به اينكه در ضميمه شدن اجزاى جديد شكى نيست . لكن طبيعت جسم ، اجزاى جديد را به صورت اجزاى اصلى تبديل مىكند و به سبب اين عمل ، كميت اجزاى اصلى ، افزايشِ متصل و هماهنگ و تدريجى مىيابد و اين بداهتاً همان حركت است .
هامش
( 1 ) . معترض - آن گونه كه در اسفار ج 3 ص 80 آورده است - شيخ الاشراق و برخى اصحاب او هستند . محقق آملىدر درر الفوائد ، ص 211 و 212 متعرض اشكال و جواب شده است
( 2 ) . به اسفار ، ج 3 ، ص 88 - 93 و به درر الفوائد ، ص 212 مراجعه شود