شرح
در عدد مقولاتى كه حركت در آنها واقع مىشود بين حكما اختلاف وجود دارد .
برخى چون حكماى قديم ، حركت در مقوله را در چهار عدد خلاصه مىكردند . يعنى در « كيف » ، « كمّ » ، « أَين » و « وضع » برخى چون صدرالمتألهين حركت در جوهر را هم اضافه كردند و برخى چون مؤلف حكيم ، حركت در تمام مقولات را جارى مىدانند .
اما حركت در كيف نيز به نحو اجمال مورد قبول تمام حكما است . لكن برخى از حكما حركت در برخى از اقسام كيف ، مانند كيفيات نفسانى را جارى « 1 » نمىدانند و مىگويند چون كيفهاى نفسانى به دليل آنكه مسبوق به قوّه نيستند - زيرا در مجرّدات و صفات مربوط به آن قوّه و حركت راه ندارد - حركت در آنها واقع نمىشود . برخى ديگر در وقوع خارجى رنگها ترديد روا مىدارند و مىگويند رنگها كيفيتهاى خيالى هستند و وجود خارجى ندارند . آنان نيز حركت را در اين قسم از كيف جارى نمىدانند ؛ لذا مؤلف فرمودند : وقوع حركت ، فىالجمله ، يعنى به نحو قضيهء مهمله در « كيف » جارى است و اين مورد اتفاق تمام حكما مىباشد . وقوع حركت در كيفيتهاى مربوط به « كمّ » يك مثال روشن و بديهى براى مسئلهء مورد بحث مىباشد . به عنوان مثال درختى را مىبينيم كه در كميت خود رشد مىكند و قامت يك مترى آن به دو ، يا سه متر يا بيشتر افزايش مىيابد . هر قدر كه درخت رشد و نمو مىكند - يعنى كميت آن افزايش مىيابد يا به عبارت ديگر درخت در كميت خود حركت مىكند - صفات مربوط به اين كميت هم تغيير مىكند . اگر درخت راست باشد در راست بودن خود و اگر كج باشد در كج بودن خود رشد مىكند . راستى و كجى دو كيفيت هستند كه بر كميت و امتداد جسم درخت قائم هستند ؛ لذا مىگوييم درخت
هامش
( 1 ) . مؤلف حكيم در فصل اول از مرحلهء يازدهم و نيز در فصل اول و دوم از مرحلهء يازدهم در كتاب بدايةالحكمه بهاين معنا تصريح مىكنند