عَرَضى است مثال مىزنيم . اين حركت از مادهاى كه در هسته وجود دارد - و آن ماده قابل حركتاست - شروع مىشود تا اينكه اين جوانه از هسته خارج شده ، سپس از خاك مىرويد و تا آنجا كه مقتضاى طبيعت آن هسته باشد به حركت كمّى خود ادامه مىدهد . وقتى به مرتبهاى از رشد كمّى رسيد كه ديگر طبيعت اين هسته اقتضاى ادامهء حركت را نداشت به همان مرتبه متوقف مىشود و اين همان جانب پايانى اين حركت كمّى است .
در حركتهاى قسرى نيز مبدأ ، همان مادهء موضوع است . فى المثل سنگى را به طرف آسمان پرتاب مىكنيم . مادهء اين سنگ ، قبول حركت مىنمايد و اين حركت ادامه مىيابد تا جايى كه فشار موجود در آن و قوّهء قسريّه تمام شود . ناگزير سنگ از حركت باز مىايستد كه اين مرتبه ، مرحلهء پايانى حركت در آن مىباشد .
در حركتهاى ارادى نيز مبدأ حركت ، مادهء موضوع مىباشد . فى المثل اراده به انسان فرمان مىدهد كه از منزل تا مدرسه حركت كند . مبدأ حركت ، همان عضلات موجود در بدن است كه قبول اين حركت را مىنمايد و از آنجا حركت شروع مىشود و نقطهء پايانى همان وصول به مدرسه است كه متحرك ، وصول به آنجا را براى خود كمال مىبيند و مطلوب وى استقرار در آن نقطه است .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٠٧