اما جانب پايان حركتهاى جوهرى ، وصول به مقام تجرّد است . براى توضيح اينكه حركتهاى جوهرى به تجرّد منتهى مىگردند گفتهاند در تكامل انواع جوهرى در نهايت به جوهر متكامل انسان مىرسيم . به اين معنا كه انواع جوهرى در حركت تكاملى خود به سوى پيش در حركتند تا از آنها جوهر متكاملى چون انسان كه داراى نفس ناطقهء انسانى است پديد آيد . بديهى است نفس انسانى ، مجرد بوده و در ادامهء حركت جوهرى خود پس از انقطاع علائق خود از بدنِ طبيعى به تجرّد تام نائل مىآيد .
انتهاى حركتهاى عَرَضى از جانب آغاز و انجام
متن
وتنتهي الحركات العرضيّه من جانب البَدْء . . . يجب أن يستقرّ فيه .
ترجمه
حركتهاى عرضى از جانب آغاز ، به مادهء موضوع ، كه قابل حركت است منتهى مىگردند و از جانب ختم ، در حركتهاى عرضى به چيزى كه اقتضاى طبيعت ، كه همان سكون است منتهى مىگردند ، همان طورى كه در حركت قسرى به حالتى كه اثر قسر و فشار در آنجا تمام شود و در حركتهاى ارادى به چيزى كه متحرك ، آن را كمال خويش دانسته و استقرار در آن را لازم مىداند منتهى مىگردد .
شرح
همانطور كه براى حركت جوهرى مبدأ و منتهايى وجود دارد براى ساير اقسام حركتهاى عَرَضى نيز مبدأ و منتها وجود دارد . لكن چون حركتهاى عرضى متفاوتند جانب پايانى آنها نيز متفاوت خواهد بود ؛ گرچه اشتراك در مبدأ دارند . مبدأ در حركتهاى عرضى مادهء موضوع است و آن است كه قبول حركت مىنمايد .
فىالمثل حركت كمّى يك هستهء گياه در بستر زمين را كه يك نمونه از حركتهاى