داراى صد و چهل كيلومتر است ما پايان هر كيلومتر را بر حسب فرض پايان حركت قبلى و آغاز حركت بعدى به حساب مىآوريم . اين مبدأ و منتها را مبدأ و منتهاى اعتبارى مىگويند .
سوم ، مسافتى كه حركت در آن واقع مىشود . و مسافت همان « مقوله » است .
فىالمثل دانهء گندمى در بستر زمين كاشته مىشود و به سوى تكامل حركت مىكند ، جوانه مىزند و سپس از زمين مىرويد ، آنگاه كاملتر مىشود و به مرحلهء باروى مىرسد . اين حركت از لحظهء شروع تا پايان در مقولهء جوهر ، كه دانه گندم باشد واقع شده است . و گاهى حركت در مسافتى كه از قبيل اعراض است واقع مىشود . مانند حركت رنگ سيب كه از رنگ سبز به زرد و سپس قرمز منتقل مىشود يا كميت آن افزون بر حالت سابق مىگردد . اينجا حركت در بستر مقولهء « كيف » يا « كمّ » واقع شده است . و نظير اينها حركت در ساير اعراض است .
چهارم ، موضوعى كه حركت بدان قائم است كه همان « متحرك » باشد . مانند ماشين كه متحرك است يا دانهء گندم يا رنگ سيب يا كميت آن در مثالهايى كه گذشت همه ، موضوع حركت مىباشند و اينها متحرك به حركت خاص خود هستند .
پنجم ، فاعلى كه حركت را به وجود مىآورد . فىالمثل موتور محركهء ماشين كه ماشين را حركت مىدهد يا قوّهء نباتيه در نباتات يا قوّهء حيوانى در حيوانات كه آنان را به پيش مىراند .
ششم ، مقدارى كه با آن حركت را اندازه مىزنند . مانند واحدِ دقيقه يا ساعت يا شب و روز و هفته و ماه و سال . فىالمثل مىگوييم كرهء زمين چه مقدار بايد حركت كند تا يك بار به دور كرهء خورشيد بچرخد ؟ در پاسخ مىگوييم سيصد و شصت و پنج روز . يعنى حركت كرهء زمين به دور خورشيد با واحد زمانى روز و شب محاسبه مىشود . همانطور كه مىگوييم اين ماشين چند ساعت حركت مىكند تا به مقصد برسد يا اين نطفه چه مقدار زمان به خود اختصاص مىدهد تا حركت جوهرى او به سوى انسانيت به يك انسان كامل تبديل شود . در جواب مىگوييم نُه ماه . پس با واحد زمان ، حركت را اندازه مىگيريم .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٩١