تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
معانىاى است كه منطبق بر اجزاء حركت آنى است . مانند وصل و ترك ، اتّصال و انفصال . نتيجه اين‌كه : تغيير هر گونه كه باشد ( خواه دفعى خواه تدريجى ) بدون حركت به وجود نمىآيد . شرح تغييراتى كه جسم مىكند گاهى در جوهرهء آن و گاهى در اعراض و صفات قائم به آن است . تغييرات جوهرى ، مانند آن‌كه تخم مرغ بر اساس حركتى كه در جوهرهء آن رخ مىدهد به تدريج و در خلال بيست و يك روز به جوجه تبديل شود ، يا دانه در بستر خاك برويد ، يا نطفه در موطن خود رشد كند . تغييرات عَرَضى ، مانند آن‌كه رنگ ميوه به تدريج تغيير كند ، يا كميت و مقدار گياه افزونى يابد و مانند آن . تغييرات به طور كلى بر دو قسم تقسيم مىشوند : يك سلسله از آنها تغييراتى هستند كه تدريجاً به وجود مىآيند . مانند آن‌كه اتومبيلى از مكانى به مكان ديگر منتقل شود ؛ در اين صورت انتقال از مبدأ تا منتها كه تغيير حالى است به صورت تدريج حاصل مىشود . سلسلهء ديگرى از تغييرات هستند كه تدريجى حاصل نمىشوند بلكه دفعى واقع مىشوند . مانند وصل و ترك يا اتّصال و انفصال . وصل و فصل با تدريج حاصل نمىشوند ؛ زيرا اگر اين دو تدريجاً حاصل شوند مفادش آن است كه چيزى كه به مكانى و اصل شده است هم‌چنان در وصول خود راه مىپيمايد و اين راه را تدريجاً طى مىكند تا باز و اصل شود . در حقيقت چيزى كه و اصل شده باز و اصل نشده است و با حركت و تدريجِ خود مىرود تا و اصل شود كه معناى اين تناقض است . وصل و فصل در يك « آن » واقع مىشود و تدريج در « آن » معنا ندارد . البته قابل ذكر است كه وصل و فصل قائم به حركت است و به سبب آن به وجود مىآيد اما خود ، واقع در نفس حركت نيست بلكه واقع در طرف حركت - كه قسمت بيرونى حركت است و ما اصطلاحاً آن را « آن » مىناميم - / مىباشد . « آن » قسمت پايانى حركت فرضى را گويند و اين قسمت پايانى ظرف است براى