تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
ترجمه آشكار است اين امكانى كه در خارج موجود است جوهرى نيست كه قائم به ذات خود باشد ، بلكه عَرَضى است كه قائم به موضوعى كه حامل آن است مى باشد . پس ما اين امكان را قوّه و موضوعى را كه حامل آن است ماده مىناميم . نتيجه اين‌كه ، براى هر حادث زمانى ماده‌اى كه سابق بر آن باشد و حامل قوّهء وجود آن باشد وجود دارد و لازم است كه ماده ، امتناع از اتحاد با فعليتى كه ماده ، حامل امكان آن است نداشته باشد و گرنه حامل امكان آن فعليت نمىگشت . پس در ذات ماده ، قوّهء فعليّتى كه حاملِ امكان آن است موجود است ؛ زيرا اگر خود ، فى نفسه صاحب فعليتى بود از قبول فعليت ديگرى امتناع داشت ؛ از اين جهت ماده ، همان جوهرى است كه فعليت وجود آن ، همان قوهء اشياء بودن آن است لكن چون آن جوهرى است كه بالقوّه بوده و قائم به فعليت ديگرى است . زمانى كه ممكن - كه همان فعليّتى است كه ماده حامل امكان آن است - حادث مىگردد فعليت سابق باطل گشته و فعليت لاحق جايگزين آن مىگردد . مانند مادهء آب كه حامل قوّهء بخار شدن است و اين قوّه هم‌چنان قائم به صورت آب است تا زمانى كه آب به بخار تبديل گردد . در اين‌جا صورت آب باطل گشته و صورت بخار جاىگزين آن مىگردد و ماده به آن صورت بخارى قائم مىشود . شرح مؤلف در اين فقره از عبارت به سه مطلب مىپردازند : مطلب اول اين‌كه ، امكان استعدادى كه همان قوّهء صورت بعدى است يك جوهر مستقل نيست كه به ذات خود قائم باشد . بلكه عَرَض است و به موضوعى كه آن را ماده مىگوييم قائم است ؛ بنابراين ماده ، حامل آن قوّه است . مطلب دوم اين‌كه ماده ، كه حامل امكان صورت بعدى است امتناعى از اتحاد با صورت بعدى ندارد . مثلًا مادهء نطفه ، حامل امكان صورت علقه است . وقتى صورت علقه آمد نطفه فعليت قبلى خود را از دست مىدهد و به فعليت علقه متلبّس مىگردد و در واقع با آن متحد مىگردد . همانطور كه مادهء آب حامل قوّهء بخار شدن است . وقتى آب به صورت بخار درآمد صورت آب بودن از بين مىرود و مادهء آب با صورت