بايد موجود باشد ؛ در حالى كه گاهى موجود نيست و چون اين دو صورت محال است پس بايد قبل از حدوث خود ، جايز الحدوث باشد و قوّهء شدن را داشته باشد .
متن
وهذا الإمكان أمرٌ موجودٌ في الخارج . . . أيضاً أشدّ منه في الغذاء مثلًا .
امكان استعدادى در خارج موجود است
ترجمه
و اين امكان ، امرى است موجود در خارج و يك اعتبار عقلى كه لاحق بر ماهيت شىءِ ممكن باشد نيست ؛ چون به شدت و ضعف و قُرب و بُعد متّصف مىگردد . لذا نطفهاى كه امكان انسان شدن دارد به انسانيت نزديكتر است از غذايى كه امكان نطفه شدن و سپس انسان شدن را دارد . همانطور كه امكانِ در نطفه ، اشدّ از امكان در غذاست .
شرح
امكان استعدادى - كه همان قوّهء شدنِ موجود بعدى است - در خارج وجود دارد و يك امر اعتبارى نيست كه بر ماهيت شىءِ ممكن عارض شود . دليل مطلب آن است كه اين قوّه در خارج ، نسبت به صورت لاحق شدت و ضعف يا قرب و بُعد دارد . فاصلهء غذايى كه نطفه و سپس انسان مىشود نسبت به انسان بيشتر است از نطفهاى كه انسان مىشود . همانطور كه قوّهء نطفه براى انسان شدن شديدتر ، از قوّهء غذا براى آن است .
اتصاف قوّه به شدت و ضعف در خارج و نيز قرب و بُعد گواه بر آن است كه قوّه - كه همان استعداد است - وجود خارجى دارد .
مادهاى كه حامل قوّه است امتناع از اتحاد با فعليّت آتى ندارد
متن
ثمّ إنّ هذا الإمكان الموجود في الخارج . . . وتقوّمَتْ المادّةُ بها .