تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و قوهء سوزاندن را دارد - استعمال كرده‌اند ، آن را در وجود امكانى كه براى يك شىء وجود دارد نيز استعمال كرده‌اند ؛ مثلًا گفته‌اند : نطفه ، قوّه و امكان انسان شدن را دارد كه اين استعمال منطبق است بر همان حيثيت قبولى كه عرف ، قوّه را در آن استعمال مىكرد . منشأ اين‌كه حكما قوّه را در معناى وجود امكانىِ يك شىء و در معنايى كه بر حيثيت قبول منطبق است استعمال مىكنند ، اين است كه حكما ديده‌اند كه براى صورت‌هاى جوهرى ، مانند : صورت فرس و شجر و انسان و نيز براى صورت‌هاى عَرَضى - مانند كيفيت‌ها و كميت‌هاى مختلف و غير اين دو - قبل از آن‌كه پديد آيند امكان پديد آمدن آنها وجود دارد و با تحولى كه موجودى مانند نطفه مىپذيرد ، صورت جوهرى مضغه و علقه پديد مى آيد . از اين جهت گفته‌اند كه در نطفه ، قوّهء مضغه و علقه و انسان كامل وجود دارد ؛ به اين معنا كه قوهء انفعال از تحوّلات را دارد . كه اين معنا مساوى با استعمال قوّه در معناى انفعالى يك شىء مىباشد . و اما اين‌كه حكما گفته‌اند « قواى طبيعى يا نفسانى » اين استعمال مساوى است با استعمال قوّه در مبدأ فاعلى . حاصل سخن اين‌كه حكما مانند عرف ، قوّه را در دو مبدأ فعلى و انفعالى استعمال نموده‌اند ؛ لكن استعمال در معناى انفعالى به ملاك اين بوده است كه حوادث جوهرى و عَرَضى قبل از وجود بالفعل خود ، وجود بالقوّه‌اى دارند كه اطلاق قوّه بر آنها به ملاك وجود بالقوّه آن حوادث مىباشد . در مقابل وجود بالقوّه به اين معنا وجود بالفعل است ؛ مانند انسان بالفعل كه بر او آثار مخصوص به خود مترتب مىگردد و چون وجود ، به وجود بالقوّه و بالفعل تقسيم مىشود ، حكما موجود مطلق را كه موضوع فلسفه است مقسم براى اين دو قسم قرار داده‌اند و مقصود از انعقاد اين مرحله ، بحث در اطراف اين دو قسم است . پس موجود دو قسم است : موجودى كه بالقوّه است ؛ مانند انسانى كه بالقوّه در ضمن نطفه وجود دارد و موجودى كه بالفعل است ؛ مانند انسانى كه در خارج وجود دارد .