تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
رسيد آثار مخصوص انسانى ، مانند : حيات ، علم ، سازندگى ، تكامل و غيره بر آن مترتب مىگردد .

استعمال لفظ قوّه نزد لغت و عرف

متن والأشبه أن تكون القوة . . . هذا ما عند العامّة . ترجمه به نظر مىرسد كه قوّه در اصلِ وضع لغوى به معناى مبدأ افعال شديد و سخت بوده است ؛ به اين معنا كه شىء به گونه‌اى باشد كه افعال شديد از آن صادر گردد . سپس توسعه‌اى در معناى آن رخ داده است و بر مبدأ انفعالات سخت اطلاق گرديده است ؛ به اين معنا كه شىء ، سخت انفعال مىپذيرد . منشأ اين توسعه ، اين توهّم بوده است كه انفعال ، خود اثرى است كه در مبدأ خود وجود دارد ؛ « 1 » همان‌گونه كه فعل و تأثير اثرى است كه در فاعل وجود دارد . سپس توسّعى ديگر در مفهوم قوّه داده‌اند و آن را در مبدأ انفعال - گرچه سخت نباشد - استعمال نموده‌اند ؛ زيرا چنين پنداشته‌اند كه سختى و آسانى انفعال ، از سنخ يك حقيقت تشكيكى است ؛ لذا گفته‌اند فلان پديده در اين شىء بالقوّه موجود است . اين بر حسب استعمالى است كه نزد عرف موجود است . شرح در وضع لغوى ، ابتدا قوّه به معناى مبدأ افعال شاقّه استعمال شده است ؛ يعنى در چيزى كه جنبهء فاعليت شديد دارد ؛ مانند اين‌كه مىگوييم بمب اتم قوّهء تخريب دارد يا فلان پهلوان قوهء برداشتن وزنهء سنگينى را دارد . پس از اين استعمال در مفهوم قوّه ، دو توسعه ديگر وارد شده است : يكى اين‌كه آن را در مورد انفعالات سخت استعمال نموده‌اند ؛ مثلًا سنگى كه سخت مىشكند و موادى كه دير ذوب مىشود يا لباسى كه دير پاره مىشود . در اين امور نيز كلمهء قوّه به
هامش
( 1 ) . در فصل دهم از مرحلهء هشتم مناقشه در آن گذشت