تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
كار مىرود و به معناى آن است كه اين امور در انفعال پذيرى ، سخت و محكم هستند . پس در سنگ قوهء دير شكستن و در فلان مواد قوّهء دير ذوب شدن و در فلان لباس قوّهء دير پاره شدن وجود دارد . بر اساس اين توسعه ، قوّه فقط در انفعالات سخت به كار مىرود . توسعهء ديگر ، عبارت است از استعمال قوّه در مورد هر انفعالى - گر چه آن انفعال سخت نباشد - مانند جسمى كه به راحتى گرم مىشود يا ريسمانى كه به راحتى پاره مىشود . ملاك اين‌كه عرف ، قوّه را در انفعالات سهل هم استعمال نموده است اين است كه تصور كرده است انفعال پذيرى ، يك حقيقت تشكيكى است و مراتبى به شدت و ضعف دارد و لذا استعمال قوّه در هر دو مرتبهء شديد و ضعيف ، استعمال يك لفظ است در يك معنا لكن در دو مرتبه .

استعمال لفظ قوّه نزد حكما در امكان وجود شىء

متن ولمّا رأى الحكماءِ . . . و فيها أربعة عشر فصلًا . ترجمه و چون حكما ديده‌اند كه براى حوادث زمانى - اعم از صور و اعراض - امكانى قبل از وجود آنها وجود دارد كه آن منطبق است بر حيثيت قبولى كه عامه ، آن را قوّه مىنامند . از اين جهت وجود امكانى شىء را قوّه ناميده‌اند . همان گونه كه مبدأ فعل را قوّه ناميده‌اند ؛ لذا قوّه را بر علل فاعلى اطلاق كرده‌اند و گفته‌اند قواى طبيعى و قواى نفسانى و وجودى كه مقابل قوّه است - و آن همان وجودى است كه آثار مطلوب آن شىء بر آن مترتب مىشود - آن را وجود بالفعل ناميده‌اند ؛ لذا تقسيم كرده‌اند موجود مطلق را به وجودى كه بالفعل است و وجودى كه بالقوّه است و اين دو قسم همان چيزى است كه در اين مرحله از آن بحث مىشود و در اين مرحله چهارده فصل وجود دارد . شرح حكما علاوه بر آن‌كه قوّه را در معنى مبدأ فعل - مانند آتش كه مبدأ سوزاندن است
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 367 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى