تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
كه گفته‌اند فصل اخير ، جامع تمام فصول و اجناس قبلى است و آنها در وى منطوى هستند . از اين رو كمال وآثارى كه براى صورت‌هاى قبلى وجود داشته به فصل اخير نسبت داده مىشود . فى المثل به انسان آثار نوعيت‌هاى پيشين مانند تحرك به اراده كه از آن حيوانيت بود و رشد كه از آن جسم نامى بوده‌است و صورت جسميه كه از آن جسم بود نسبت داده مىشود ؛ به اين معنا كه همهء افعال و آثار قبلى به صورت اخير كه صورت انسان است نسبت داده مىشوند . بر اساس حركت جوهرى با حصول فعليت‌هاى جديد تعين‌هاى قبلى ازبين مىروند و به عبارت صحيح‌تر در فعليت جديد مستهلك مىشوند ؛ زيرا اگر تعين‌هاى قبلى ، هم‌چنان محفوظ باشند و يك شىء داراى دو يا چند تعين باشد ، لازم مىآيد كه يك چيز در عين آن كه واحد است كثيرنيز باشد و اين محال است . البته كمال انواع قبلى در نوع اخير به نحو اكمل وجود دارد .

تركيب ماده و صورت ، اتحادى است نه انضمامى

متن و اعلم أيضاً أنّ التركيب بين المادّة والصورة . . . جديدٌ له آثار خاصّة . ترجمه هم‌چنان بايد دانست كه تركيب بين ماده و صورت ، تركيب انضمامى نيست ، آن گونه كه به جمهور حكما منسوب است . بلكه تركيب اتحادى است ، همان گونه كه اجتماع مبهم و محصل و قوّه با فعل بدان حكم مىكند . و اگر چنين نبود نه تركيب حقيقى به وجود مىآمد و نه نوعى كه آثار جديد داشته‌باشد پديدار مىگشت . شرح مشهور ميان حكما تا قبل از صدرالدين شيرازى - معروف به سيدسند - اين بود كه