مرتبهء وجود يافتن و تحصل به صورت نيازمند است و چيزى علت چيزى است كه جزء مقوّم او باشد و چون صورت در ساختار ماهيت ماده دخالتى ندارد ازاين جهت علت براى ماده محسوب نمىشود .
بر خلاف مركب كه صورت نسبت به ماهيت آن جزء مقوم هست و دخالت مستقيم در ساختار ماهيت آن دارد و بدان ملاك صورت را نسبت به مركب « علت صورى » مىگويند .
تكميل سخن در مورد مادهء ثانيه
متن
و اعلم أنّ الصورة المحصّلة للمادّة ربّما كانت جزءاً . . . تمام حقيقة النوع .
ترجمه
بايد دانست صورتى كه تحصل به ماده مىبخشد چه بسا نسبت به صورت بعدى جزء ماده قرار مىگيرد . از اين رو افعال و آثارى كه به صورت قبلى - از آن جهت كه او محصل ماده بوده است - مربوط مىشد از اين پس به صورت جديد - كه صورت قبلى جزء ماده نسبت به آن گرديدهاست - نسبت داده مىشود .
مانند صورت نباتى كه به مادهء ثانيه كه جسم باشد تحصل مىدهد و آثار بالفعلى كه همان آثار جسم و نبات است بر آن مترتب مىگردد ، سپس اگر صورت حيوانى بدان ملحق گشت صورت نباتى جزء مادهء آن گشته ، صورتِ جديد ، افعال و آثار صورت قبلى را تملك مىنمايد . و همچنين هر صورت جديدى كه به مركب ملحق شود صورت سابق بر آن جزء مادهء ثانيهء آن مىگردد و افعال و آثار آن را تملك مىنمايد .
وقبلًا گذشت كه صورت اخير تمام حقيقت نوع مىباشد .
شرح
قبلًا گفتيم مادهء اولى جوهرى است كه بيش از يك حيثيت در آن نباشد و آن حيثيت