تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
قوه و قبول است ولى مادهء ثانيه داراى دو حيثيت است كه به يكى از آن دو ، بالقوه است و به ديگرى بالفعل . مثال آورده‌اند به جسم كه از آن جهت كه مىتواند صورت‌هاى نوعيه لا حقه را مانند صورت نباتى ، حيوانى و انسانى بپذيرد از اين جهت بالقوه است . و از آن جهت كه اكنون در جسميت ، فعليت دارد و نوعى از انواع مادى است بالفعل مىباشد . ما به موجودى اين چنين كه داراى دو حيثيت است « مادهء ثانيه » مىگوييم . با اين توضيح اكنون مىگوييم كه صورت قبلى با به وجود آمدن صورت جديد جزء مادهء آن مىگردد به اين معنا كه مادهء سابق با صورت قبلى روى هم رفته ماده براى صورت بعدى مىشوند . مثلًا جسم كه مركب از مادهء اولى و صورت جسميه است دو جزء آن با پديد آمدن صورت جديدى به نام صورت نباتى ، ماده براى صورت نباتى مىشود . و هم‌چنين صورت نباتى با مادهء قبلى آن كه عبارت از صورت جسميه و مادهء آن باشد روى هم رفته ماده براى صورت بعدى كه صورت حيوانى است ماده قرار مىگيرند . و صورت حيوانى با مادهء قبلى آن كه صورت نباتى و مادهء آن است ماده براى صورت انسانى قرار مىگيرد . فى المثل نطفه قبل از آن كه در رحم مادر قرار بگيرد جسم است ، ولى پس از آن كه در موطن رشد قرار گرفت آرام آرام تبديل به جسم نباتى مىشود ؛ زيرا به عنوان يك جسمِ نامى شروع به رشد مىكند . سپس در مسير حركت جوهرى استكمال مىيابد و موجود متحرك مىشود و حد حيوان بر او منطبق مىگردد . پس از مدتى و با ضميمه شدن روح بر او انسان مىگردد . و هر صورت جديد كه بر صورت قبلى وارد مىشود صورت قبلى را جزء مادهء خود قرار مىدهد و آثار و افعال آن را تملك مىنمايد و به خود منسوب مىسازد . دليل بر مطلب آن است كه فصل كه همان صورت لا به شرط است هر قدر كه به جلو به پيش مىرود كامل‌تر مىشود و واجد فصول و اجناس قبل از خود مىگردد ، تا آن جا
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 354 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى