ترجمه
صورت - و آن چيزى است كه فعليت شىء بدان حاصل مىگردد - نسبت به شيئى كه مركب از آن و ماده است « علت صورى » ناميده مىشود ، بدان جهت كه مركب ضرورتاً متوقف بر آن است .
لكن صورت نسبت به ماده ، علت صورى آن محسوب نمىشود ؛ زيرا ماده ، مركب از آن و غير آن نيست تا ذاتاً در مرتبهء ماهيت به آن محتاج باشد . بلكه احتياج ماده به صورت در مرتبهء تحصل و وجود آن مىباشد كه خارج از ذات آن است . و از اين جهت ( يعنى از آن جهت كه ماده ذاتاً و ماهيتاً يعنى از جهتى كه تحصل بخش و وجود دهنده است ) صورت را شريك علت براى ماده و تحصل بخش آن ( وجود دهنده آن ) محسوب كردهاند ، اين مطلب قبلًا هم گذشت . « 1 »
شرح
گفتيم در جسم مادى با نوعيتهاى مختلف دو جوهر وجود دارد ؛ يكى جوهر قابل كه شأن آن صرفاً شأن پذيرفتن صورت است و ديگرى صورت كه فعليت جسم و نوعيتِ آن ، به آن حاصل مىگردد . صورت ، نسبت به چيزى كه مركب از آن و ماده است « علت صورى » محسوب مىشود .
اطلاق علت بر صورت بدان جهت است كه حقيقتاً شيئى كه مركب از آن و ماده است وجوداً و ماهيتاً متوقف بر صورت مىباشد . به بيان ديگر وجود و ماهيت مركب متوقف بر وجود اجزاى خود هست و از جملهء اجزاء ، صورت است . پس صورت نسبت به مركب از آن و ماده ، علت صورى محسوب مىشود .
لكن صورت نسبت به ماده كه قابل صورت است علت صورى محسوب نمىشود . اين بدان جهت است كه ماده در ماهيت خود نيازى به صورت ندارد فقط در
هامش
( 1 ) . فصل ششم و خاتمهء فصل هفتم از مرحلهء هشتم