ترجمه
جمعى از علماى طبيعى عليت را در ماده منحصر دانستهاند و علل ثلاثهء ديگر را انكار كردهاند . اين نظريه باطل است ، زيرا اولًا حيثيت ذاتى ماده ، قوّه و قبول است و لازمهء قوّه ، فقدان و نادارى است . بديهى است كه حيث قبول براى ايجاد و اعطاى فعليت كه ملازم با وجدان هست كافى نيست . پس ، راهى باقى نمىماند مگر آن كه بگوييم فعليت ، بدون علت حاصل مىگردد و آن محال است .
شرح
جمعى از منكران ماوراء الطبيعه كه جهانى غير از جهان ماده را قبول ندارند عليت را در علتمادى خلاصه مىكنند و علت فاعلى و غايى و صورى را قبول ندارند .
ادعاى ايشان از چند جهت باطل است . اولًا حيثيت ذاتى ماده ، قوّه و فقدان است .
چيزى كه ذات او نادارى است چگونه مىتواند فعليت را كه ملازم وجدان و دارايى است افاضه كند . ناگزير بايد بگوييم فعليت اشياء ، بدون علت به وجود مىآيد ، كه اين هم محال است .
جواب دوم
متن
وثانياً : أنّه قد تقدّم أن الشيء ما لميجب لم يوجد . . . المفيضة لوجود المعلول .
ترجمه
و ثانياً قبلًا گذشت « 1 » كه تا شىء واجب نشود موجود نمىگردد . و چون شأن ماده ، امكان و قبول است صلاحيت اين را ندارد وجوبى كه از وجود معلول انتزاع مىشود - در حالى كه حقيقت او ضرورت ، لزوم و عدم انفكاك ( معلول از علت ) است - به آن اسناد دادهشود .
هامش
( 1 ) . فصل پنجم از مرحلهء چهارم