تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
شرح مؤلف حكيم رحمه الله به بيان دو نكته مىپردازند ؛ يكى اين كه هر جوهر مادى خالى از مادهء قابل نيست ، مادهء قابل ، قبول كمالات نخستين كه همان صورت‌هاى نوعيه هستند ، مانند صورت نطفه يا علقه يا مضغه يا جنين ، مىنمايد . همانطور كه اعراض لا حق بر جسم ، مانند حجم ، كميت ، رنگ ، شكل ، وزن و مانند آن را كه « كمالات ثانويه » ناميده مىشوند ، مىپذيرد . نكتهء دوم اين كه ماده گاهى مادهء اولى است و گاهى ماده ثانيه است مادهء اولى ، ماده‌اى است كه قوّهء محض است و از هر فعليتى جز بىفعليتى خالى است . اين ماده را « هيولى » نيز مىنامند . مادهء اولى هيچ گاه در خارج از ذهن ما وجود مستقل از صورت ندارد ؛ يعنى چنين نيست كه ما در جهان خارج بتوانيم جوهرى را كه قوهء محض باشد مستقل از صورت‌هاى نوعيه نشان بدهيم ، بلكه تحليلًا ما به چنين جوهرى مىرسيم ، به اين معنا كه عقل با ابزار مخصوص به خود جسم مركب را به دو جزء كه يكى جوهر قابل و قوّهء محض است و ديگرى صورت ، تحليل مىبرد خلاصه اين كه هيولاى اولى جوهرى است كه جز قوّهء قبول هيچ فعليت ديگرى ندارد . اما اگر شىء داراى دو حيثيت بود ، يعنى از يك جهت بالفعل و از جهت ديگر بالقوه بود مانند جسم كه از جهت جسميت خود بالفعل و از جهت ماهيات و اعراض جديدى كه مىتواند بپذيرد بالقوه است ما او را « هيولى ثانيه » مىناميم . سپس جسم گرچه به نوبهء خود مركب از مادهء اولى و صورت جسميه است اما نسبت به ماهياتى كه بر آن عارض مىشوند ، مانند صورت نباتى يا حيوانى يا انسانى « مادهء ثانيه » ناميده مىشود . همانطور كه نبات كه خود مركب از ماده و صورت نباتى است نسبت به صورت بعدى ( صورت حيوانى ) كه بر آن عارض مىشود « مادهء ثانيه » ناميده مىشود . به هر ماده‌اى كه مادهء اولى نباشد مادهء ثانيه مىگويند ، گرچه از نظر رتبه مادهء ثالثه و رابعه و خامسه باشد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 347 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى