ممكن الوجود است و براى تلبس به وجود يا عدم خود ، به علت نياز دارد و بدون آن نمىتواند موجود يا معدوم گردد . پس تحقق فعل بدون فاعل آن محال مىباشد .
و ماده كه صرفاً شأن او شأن قابل است خود نمىتواند فاعل فعل نيز باشد ، چون اجتماع دو وصف فعل و قبول در يك چيز نشايد . ناگزير غير از مادهء قابل بايد فاعلى باشد تا فعل را به وجود آورد . لذا نادرستى حصر علت در علت مادى بسيار روشن است .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٤٤