تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

نظريهء انباذقلس در مورد اتفاقى بودن عالم و ادلّهء آن

متن ونُسِبَ إلى أنباذقلس أنّ تكوُّنَ الأجرام . . . على ذلك بعدّة حُجَج . ترجمه به انباذقلس نسبت داده‌شده است كه پيدايش اجرام اسطقسى اتفاقى است . آنهايى كه اجتماعشان به نحوى بوده‌است كه شايستهء بقا و تكثير نسل باشد ، باقى مانده‌اند . و آنچه چنين نبوده است باقى نمانده مضمحل گشته‌اند وى بر اين مطلب به چند دليل ، تمسك جسته است . شرح لفظ « اسْطُقُس » يك كلمه يونانى است ، به معناى بسيطترين جزء يك جسم كه در تحليل جسم به آن مىرسيم ، به اين اجزاى بسيط به لحاظ آن كه مبدأ تركيب اجسام بزرگ‌تر هستند « عنصر » نيز اطلاق مىشود . اجرام اسطقسى اجرامى هستند كه از اين اجزاى بسيط پديد آمده‌اند . انباذقلس مدعى است موجودات جهان ماده همه بر اساس اتفاق به وجود آمده‌اند و فرقى ميان حيوان و نبات و ساير موجودات نيست . حرفى كه هست اين است كه بقا و فناى آن موجودات ، بستگى به نحوهء تركيب آن اجزاى بسيط دارد ، اگر آن اجزاى بسيط به نحوى با هم آميخته شوند كه يك موجود پايدار به وجود آيد موجود هم‌چنان پايدار باقى مىماند . اما اگر نحوه تركيب آنها به گونه‌اى باشد كه ناپايدار باشند آنها به زودى مضمحل مىگردند . انباذقلس بر خلاف ذى مقراطيس در اتفاقى بودن عالم ، تفصيلى ميان موجودات قائل نيست و بر مدعاى خود دلايلى ذكر مىكند كه ذيلًا بدان اشاره مىشود .