تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
اعتقاد به اتفاق از آن جا پيش مىآيد كه انسان به اسباب و علل ، وقوف ندارد . فىالمثل نمىداند چاهى كه حافر مىكِنَد محاذى گنج است . از اين رو به مجرد وصول به گنج حكم به اتفاق مىكند . اما اگر از اول مىدانست كه زير اين زمين ، گنجى است كه با كندن به آن مىرسد ، كشف گنج براى او يك فعل اتفاقى تلقى نمىشد . سخن در مورد كسى كه به خانه‌اى كه در حال فرو ريختن است وارد مىشود و زير سقف آن مىماند تا بر او خراب گردد نيز چنين است . يعنى ورود به چنين خانه‌اى و تأمل زير چنان سقفى تا لحظهء فرو ريختن آن ، غايتى مشخص دارد كه عبارت باشد از مرگ آن شخص . و اين غايت براى كسى كه به فرو ريختن سقف واقف باشد از سنخ افعال اتفافى نيست ، بلكه بالعكس به سادگى قابل پيش بينى است كه متعاقب اين فعل چه غايتى رخ خواهد داد . از مجموع بحث نتيجه مىگيريم كه در هر يك از چهار قسم فعل ، وقوع فعل به سبب خاص به خود مستند است . اگرفعل دايمى يا اكثرى الوقوع باشد غايت به فعل خود مستند است ، همانطور كه اگر اقل يا مساوى باشد باز وقوع فعل اقل يا مساوى به علت خاص به خود مستند است و هيچ پديده‌اى در نظام هستى بدون علت و به نام اتفاق واقع نمىشود .

به گمان ذى مقراطيس پيدايش عالم ماده ، اتفاقى است

متن وقد نُسِبَ إلى ذيمقراطيس أنّ كينونة العالم . . . والنبات ليس باتّفاقٍ . ترجمه به ذىمقراطيس نسبت داده شده‌است كه پيدايش عالَم ، اتفاقى است . و اين از آن جهت است كه اجسام از اجرام كوچك سخت كه در فضاى بىكرانِ غيرمتناهى هستند تأليف يافته‌اند . آن اجرام داراى طبيعت واحد و از نظر شكل ، مختلف و داراى حركت دايمى مىباشند و بر حسب