اما قسم چهارم كه متساوى الوقوع واللاوقوع باشد در اين قسم نيز اگر عامل براى قيام فراهم گردد قيام حاصل خواهد گشت و اگر عامل براى قعود حاصل گردد قعود حاصل خواهد گشت . پس وقوع هر يك از اين دو نيز به سبب و علت خاص به خود مربوط خواهد بود و هيچ جايى براى اتفاق در ميان نخواهد بود .
از بررسى اقسام چهارگانهء حوادث عالم به اين نتيجه مىرسيم كه هيچ معلولى نيست كه بر حسب اتفاق و بدون استناد به علم خاص خود پديد آيد . هر معلولى در هر شرايطى ، پديدهء علتِ خاصِ خويش است و در نظام هستى ، اتفاق ، كه همان معلول بىعلت است وجود ندارد .
توهّم اتفاق ناشى از جهل به اسباب حقيقى است
متن
فالأسباب الحقيقيّة دائمة التأثير من غير تخلّف . . . الجزئيّة التي عرفت حالها .
ترجمه
اسباب حقيقى بدون تخلف در فعل و غايت خود دايم التأثير مىباشند ، و اعتقاد به اتفاق از جهل به اسباب حقيقى و نسبت دادن غايت به غيرذى الغاية نشئت مىگيرد .
كشف گنج براى چاهكن وقتى به سبب ذاتى آن كه عبارت است از كندن چاه به شرط محاذى قرار گرفتن آن با محلى كه گنج مدفون است ، نسبت داده شود ، غايت ذاتى دايمى براى آن محسوب مىشود « 1 » و هيچ اتفاقى در ميان نيست . اما اگر آن را به مطلق كندن چاه بدون هيچ شرطى نسبت دهيم اين اتفاق خواهد بود و « غايت عرضى » كه منسوب به غير سبب ذاتى و دايمى خود است تلقى خواهد گشت .
هامش
( 1 ) . غايت وقتى به سبب ذاتى خود نسبت داده شود ، « غايت ذاتى » ناميده مىشود و وقتى به غير سبب ذاتى خودنسبت داده شود ، « غايت عرضى » خوانده مىشود