تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
شرح حاصل اشكال اين است كه گاه اتفاق مىافتد فاعلى كه از پى فعل خود مىرود به غايتى كه به طور عادى مترتب بر فعل مىشود ، نمىرسد و به جاى آن غايت ديگر كه اصلًا مورد نظر وى نبوده‌است رخ مىنمايد . مانند چاه‌كنى كه از كندن چاه ، آب را طلب مىكند ، اما به جاى آن به گنج مىرسد و اثرى از آب نمىيابد . از اين جا مىتوانيم بگوييم اين كه حكما مىگويند ، هر فاعلى در فعل خود غايتى دارد كه بدان مىرسد ، صحيح نيست . عرفاً حوادث شيرين را كه غايت‌هاى غير مترقبه براى فاعل آن دارد « بخت سعيد » و حوادث تلخ از اين قبيل را « بخت شقى » مىنامند .

اقامهء برهان بر اين كه اتفاقى وجود ندارد

متن والحقّ أن لا اتّفاق في الوجود . والبرهان عليه . . . كقيام زيد وقعوده . ترجمه حق آن است كه اتفاقى در نظام هستى نيست . دليل بر آن ، اين است كه امور ممكن در جهت وقوع خود به چهار قسم تقسيم مىشوند ؛ دايمى الوقوع ، اكثرى الوقوع ، متساوى الوقوع واللاوقوع واقلى الوقوع . اما امورى كه دايماً يا اكثراً واقع مىشوند ضرورتاً براى هر كدام نزد عقل علتى وجود دارد ، با اين تفاوت كه در برخى زمان‌ها با اكثرى الوقوع مانعى معارضه مىكند و او را از وقوع باز مىدارد . به خلاف دايمى الوقوع كه هيچ چيز با او معارضه نمىكند . و چون تخلف اكثرى الوقوع در پاره‌اى از اوقات ، مستند به معارض مفروضى هست از اين رو مىتوان گفت كه او به شرط عدم معارض ضرورتاً دايمى الوقوع مىباشد . مانند مولود انسانى كه غالباً با پنج انگشت متولد مىگردد ، لكن گاهى از اين حكم تخلف مىشود و كودك درحالى كه انگشت زايدى دارد به دنيا مىآيد ؛ زيرا معارضى كه با قوّهء مصوره در اقتضاى فعل
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 329 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى