الفصل الثاني عشرفي أنّ الجزاف والقصد الضروريوالعادة و ما يناظرهامن الأفعال لا تخلو عن غاية
توهّم اين كه برخى از افعال ارادى انسان غايت ندارد
متن
قد يتوهّم أنّ من الأفعال الإراديّة . . . مبادٍ ثلاثة غير الإِراديّة .
ترجمه
توهّم شده كه برخى از افعال ارادى انسان غايت ندارد ، مانند بازىهاى كودكانه ، تنفس ، انتقال مريض نائم از يك پهلو به پهلوى ديگر ، بازى با ريش و امثال آن . با اين مثالها كليت سخن حكما كه مىگويند : « براى هر فعلى غايتى است » نقض مىگردد .
اين اشكال با تأمل در مبادى افعال ارادى ما و كيفيت ترتب غايات آنها دفع مىگردد . اكنون مىگوييم حكما گفتهاند : افعال ارادى و حركات اختيارى ما مبدأ قريبى دارد كه مباشر حركاتى مىباشند كه افعال ناميده مىشوند و آن عبارت است از قوّهء عامله كه در عضلات ما پراكنده هستند و تحريك عضلات مىنمايند .
قبل از قوهء عامله ، مبدأ ديگرى به نام شوقيه وجود دارد كه او منتهى به اراده و اجماع مىشود . و قبل از شوقيه ، مبدأ ديگرى به نام صورت علميه ، خواه فكرى يا تخيلى ،