حركتهاى عرضى كه بيان شد حركت ديگرى به نام حركت جوهرى دارند كه در آن حركت ، جوهره و ذات ماهيت حركت استكمالى و اشتدادى دارد ؛ مانند حركت نطفه به سوى علقه و سپس به سوى مضغه و جنين و انسان كامل ، يا حركت تخم مرغ به سوى جوجه شدن و سپس مرغ كامل گرديدن ، يا حركت دانهء گندم در بستر زمين و رشد و نمو آن تا مرحلهء بارور شدن .
همانطور كه در فاعلهاى طبيعى يا ارادى متحرك به سبب حركت خود به سوى غايتى روانه بود ، در انواع جوهرى نيز متحرك به سبب حركت خود به سوى غايتى در حركت است ؛ نطفه به سوى انسان شدن و تخم مرغ به سوى مرغ شدن و هستهء گندم به سوى جوانهء گندم شدن و خوشه آوردن در حركت است و آن غايت ، تمام و پايان حركت محسوب مىشود .
* قوله فلها تمامٌ هو وجهتها التى توَلّيها . ضمير در « فلها » به جواهر و ضمير « هو » به تمام برمىگردد . « وجهة » يعنى مقصد و قبلهاى كه بدان رو مىكنند و ضمير در آن به جواهر برمىگردد ، جواهرى كه با حركت متحدند و حركت عين آنهاست ، نه عارض بر آنها . ضمير فاعلى در « تُوليها » به جواهر و ضمير مفعولى به « وجهة » بر مىگردد .
حاصل معنا اين است كه براى جواهر تمام و غايتى است كه آن تمام ، وجهه و قبلهاى است كه آن جواهر به سوى آن رو مىكنند . اين عبارت اقتباس از آيهء
« وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها »
« 1 » مىباشد .
غايت افعال مجرد
متن
وإِن كان الفعل من الجواهر المجرّدة . . . علّيّة الشيء لنفسه .
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 148