دور خود يا حركت آتشگردان به دور خود . در اين حركت ، متحرك پس از انتقال از مكان نخست بار ديگر به همان مكان باز مىگردد .
2 . حركت كيفى ، و آن عبارت است از حركتى كه متحرك در كيف خود مىكند ، مانند آن كه ميوهء سيب هنگامى كه بر شاخهء درخت است از رنگ سبز به سوى رنگ زرد و سپس رنگ قرمز حركت مىكند ، يا طعم آن از ترشى به شيرينى مىگرايد .
3 . حركت كمى ، و آن حركتى است كه متحرك در مقدار خود حركت مىكند ، مانند حركت جسمِ انسان ، حيوان يا نبات در مقدار خود ؛ يعنى در طول ، عرض و حجم .
4 . حركت در اين ، و آن حركتى است كه متحرك در مكان مىكند مانند حركت انسان از منزل تا مدرسه و بالعكس .
اكنون مىگوييم جسمِ متحرك ، در همهء اقسام فوق به سبب حركت خود غايتى را طلب مىكند . و آن غايت ، براى جسم متحرك كمال محسوب مىشود و نسبت حركت به آن غايت ، نسبت نقص به تمام مىباشد . اگر غايت وجود نداشته باشد هرگز حركت ، تحقق پيدا نخواهد كرد و محرك هم انگيزهاى براى ايجاد حركت نخواهد داشت .
اما اين كه نسبت حركت به غايت نسبت نقص به تمام است ، از اين جهت هست كه در حركت ، قوّهء وصول به غايت وجود دارد . به عبارت ديگر حركت به سوى غايت ، مرتبهاى ضعيف از وجود بالفعل غايت است و به همين دليل هر حركتى به سوى غايت معينى كه در نهاد آن نهفته است به پيش مىرود . فى المثل دانهء گندم در حركت خود به سوى گندم شدن و دانهء جو به سوى جو شدن به پيش مىرود ، پس حركت آن ، مرتبهء ضعيف غايت و غايت مرتبهء كامل حركت است .
مطلب ديگر اين كه متحرك به سبب حركت خود يك فرد آنى را به فرد آنى ديگر تبديل مىكند و اين جاىگزينى همچنان ادامه مىيابد تا آن كه متحرك به وضع ثابتى كه مطلوب آن است برسد . در اين جا حركت به پايان مىرسد و غايت حركت و محرك حاصل مىشود .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦٩