تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
شرح مىفرمايند : دليلى كه ايشان بر جواز اقامه مىكنند به جايى اختصاص دارد كه قبول به معناى اتصاف ماهيت به لازمه‌اى از لوازم خود باشد ، مانند اتصاف انسان به امكان خود كه در اين صورت هم انسان ، فاعل براى امكان و هم قابل اوست . اما در جايى كه قبول به معناى انفعال و تأثيرپذيرى است امكان ندارد كه فعل و قبول يا يك‌ديگر جمع گردند ؛ زيرا فاعليت ، ملازم داشتن و قابليت ، ملازم نداشتن است . چطور ممكن است يك شىء بسيط ، هم به حكم فاعليت خود واجد يك شىء باشد و هم به حكم قابليت خود ، واجد آن نباشد . از مجموع اين فصل ، نتيجه مىگيريم اجتماع فعل و قبول در « شىء واحد بما هو واحد » محال است ، مگر آن كه قبول به معناى خاصى باشد ؛ يعنى به معناى اتصاف ماهيت به لازمهء خود ، و مانعى از اجتماع اين دو عنوان در شىء واحد وجود نخواهد داشت .