تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
موجود ، ممكن است علت فاعلى يك چيز باشد اما علت تامه نباشد مانند بنّا نسبت به ساختمان كه علت فاعلى ساختمان است اما علت تامهء او نيست ؛ زيرا پيدايش ساختمان معلول عوامل متعدد از جمله مصالح و طرح و نقشه و بنّاست . پس بنّا علت فاعلى و مجموعه عوامل ، علت تامه هستند . حكم مقدم بودن بر معلول هم در علت فاعلى مىآيد هم در علت تامّه .

اشكال و جواب

متن والقول ب « أنّ العلّة التامّة مع المعلول . . . المجموع به شرط الاجتماع » . ترجمه اشكال به اين كه علت تامه با معلول است چون از جمله از اجزاى آن ماده و صورت است . ماده و صورتى كه همراه معلول بلكه عين معلول هست پس علت مقدم بر معلول نيست چون اين تقدم مستلزم تقدم شىء بر خويش است . اين اشكال مندفع است به اين كه ماده همانطور كه قبلًا گذشت علت مادى براى مجموع ماده و صورت است ، مجموعى كه همان شىء مركب ( از آن دو ) است . و نيز صورت ، علت صورى براى مجموع از آن دوست و اما مجموعى كه از آن دو حاصل مىشود علت هيچ چيز نيست . پس هريك از آن‌دو علت ، متقدم‌است و مجموع ، معلولِ متأخر مىباشد . بنابراين ، اين‌اشكال وارد نيست و اين معناى همان چيزى است كه گفته شده كه متقدم همان آحاد به تنهايى مىباشند و متأخر همان مجموع ، به شرط اجتماع مىباشد . شرح بر اقدميت علت بر معلول اشكال شده به اين كه اگر لازم است علت بر معلول مقدم باشد دربارهء ماده و صورت كه در علت تامه به عنوان اجزاى مادى و صورى مطرح هستند چه مىگوييد فى المثل پيدايش يك ساختمان به علل و عوامل زيادى از